لطف على سليمى
73
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
همين آية ( 11 شورى ) مىگويد : ذرّ ، ذرو وذرء نظير هماند « 1 » الميزان وتفسير نمونه آن را آفرينش وتكثير وپراكنده ساختن فرمودهاند لذا ضمير « فيه » در « يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ » ممكن است به ارض يا به أزواجا ويا به أنفسكم برگردد . پس اگر معطوف به ارض وأزواج باشد ، شايد منظور از گفتار كشاف « ذرّه » باشد ، يعنى ذرّات عناصر وجود شما وهمسرانتان كه قبلا به صورت ذرات خاك زمين بوده در نباتات جمعآورى وبعد در صلب پدر وبعد در رحم مادر ذرّهپرورى مىكند . واما اگر به أنفسكم برگردد ، يعنى ذرّات وجود همسرانتان را به صورت نطفه در داخل دستگاههاى نفس شما ( مردان ) ذرّهپرورى كرده وبعد در رحم زوجات به صورت جنين ( مذكّر يا مؤنث ) در مىآورد وهمچنين است تكثير همهء حيوانات ومعنى ديگر اين را هم مىرساند كه پس از بلوغ شما را در روى زمين به مناطق مختلف زمين پراكنده مىكند . سپس در آية بعد مىفرمايد : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . هيچچيزى مثل ومانند أو ( خداوند ) وجود ندارد وأو شنوا وبيننده است . اين جمله گوياى تمام أوصاف خداوندى است كه غير از خود كسى مثل أو وجود ندارد . « از آنجا كه علم ودانش ما انسانها محدود است وهرگز نمىتوانيم به كنه وحقيقت ذات خداوند كه نامحدود است برسيم . چرا كه آگاهى از كنه چيزى به معنى احاطه بر اوست ، چگونه موجود محدود مىتواند احاطه بر ذات نامحدودى پيدا كند ، همچنين شناخت ( كنه صفات ) خدا كه عين ذات اوست نيز براي موجود محدودى همچون ما امكانپذير نيست . بنابراين آنچه ما از ذات وصفات خدا مىدانيم يك علم اجمالي است كه بيشتر بر محور آثارش دور مىزند » . « 2 »
--> ( 1 ) قاموس قرآن ، جلد دوم ، ص 43 ، واژهء ذرء ( سيد على أكبر قريشى ) ( 2 ) تفسير نمونه ، ج 20 ، ص 370 .