لطف على سليمى
46
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
مىدهند . ولى أكثر مفسران بزرگ ( ورود ) را در اينجا به معنى دخول گرفته وهمان ترجمه اصلى را تفسير كردهاند وبدين ترتيب همهء انسانها بدون استثنا وارد جهنم مىشوند ومنظرهء كيفر در آتش جهنم را ديده ومىچشند منتهى آتش دوزخ بر نيكان سرد وسالم مىشود ، همان گونه كه آتش براي حضرت إبراهيم عليه السّلام سرد وسالم گشت . دربارهء جمله « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا » ( سپس پرهيزكاران را از عذاب آتش نجات مىدهيم ) روايات متعددى در تفسير آن رسيده است كه اين معنى را كاملا روشن مىكند . از جمله از جابر بن عبد الله انصارى نقل شده است : شخصي از أو دربارهء اين آية پرسيد ، جابر با دو انگشت به دو گوشش اشاره كرد وگفت : مطلبي با اين دو گوش خود از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شنيدم كه اگر دروغ بگويم هر دو كر باد ! مىفرمود : « الورود الدخول ، لا يبقى برّ ولا فاجر إلّا يدخلها فيكون على المؤمنين بردا وسلاما كما كانت على إبراهيم حتى أن للنار ، - أو قال لجهنم ضجيجا من بردها ، ثمّ ننجى الله الذين اتقوا ونذر الظالمين فيها جثيا » . ترجمه : كلمهء ورود در اينجا به معنى دخول است ، هيچ نيكوكار وبدكارى نيست مگر اينكه داخل جهنم مىشود . آتش در برابر مؤمنان سرد وسالم خواهد بود ، همان گونه كه بر إبراهيم بود ، تا آنجا كه « آتش » يا « جهنم » ( ترديد از جابر است ) از شدت سردى فرياد ( زوزه ) مىكشد ، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مىبخشد وظالمان را در آن ذليلانه وبه زانو درآمده است رها مىسازد . « 1 » در حديث ديگرى از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىخوانيم : « تقول النار للمؤمن يوم القيامة جز ، يا مؤمن ! فقد اطفأ نورك لهبى » آتش در روز قيامت به فرد مؤمن مىگويد : زودتر از من بگذر كه نورت شعله وشرارهء مرا خاموش كرد .
--> ( 1 ) تفسير نمونه ، جلد 13 ، ص 119 از نور الثقلين ، جلد 3 ، ص 353 .