محمد بن علي منجم وابكنوي
89
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
فصل 4 : در بسط ورفع اين تاريخ اما ببايد دانستن كه بسط اين تاريخ با أيام ، ورفع أيام I به سالها ، وامتحان هر يك بعينه همچنان است كه در تاريخ ملكي بيان كردهايم وليكن بسط ماهها با أيام I ورفع أيام به ماهها غير آن است . وآسانترين وجهي در اين أبواب اين است كه ذكر مىكنيم . وآن I چنان است كه چون أيام ماههاى تامهء اين تاريخ را خواهيم كه بدانيم وآن دو نوع است : نوع أول : I آنكه عدد أيام هر ما هي را از آن ماههاى تامه با هم جمع كنيم تا مطلوب حاصل آيد . نوع دوم : آنكه از برابر ماه I ناقص درآئيم در جدول شهور خانى ، وأيام مجمله برگيريم كه آن أيام ماههاى تامه باشد . أيام ماه ناقص را I به آن جمع كنيم تا أيام سال ناقص حاصل آيد . واگر عكس اين عمل خواهيم كه بكنيم يعنى أيام سال ناقص را I به ماهها رفع كنيم وآن نيز دو نوع باشد : نوع أول : آنكه عدد هر ما هي را بر ترتيب از أول سال از أيام I سال ناقص كم كنيم تا آنجا كه عدد منتهى شود به آن ماه بود . نوع دوم : عدد أيام سال ناقص را I در جدول أيام مجملهء شهور اين تاريخ ، طلب داريم اگر مثل آن يافت شود تاريخ مطلوب ، روز I آخر باشد از ما هي كه مقدم بود بر آن ماه كه عدد از برابر أو يافته است . اگر مثل آن عدد در I جدول يافت نشود از برابر عددي درآئيم كه از عدد أيام سال ناقص كمتر باشد وبدان I نزديكتر ، ونام ماه از برابر آن عدد معلوم كنيم . آن گاه آن عدد جدول را از عدد أيام I سال ناقص كم كنيم . آنچه باقي ماند أيام آن ماه بود كه أو معلوم كردهايم . باب I هفتم : در معرفت تاريخ قبطي وآن دو فصل است : فصل أول : در بيان مبداء I سالها وماههاى اين تاريخ ومعرفت سالهاى كبيسه وأيام كبايس وما پيش از اين در فصل سوم I از باب أول بيان كردهايم مبداء اين تاريخ را با سالها وماههاى أو . وچون سالهاى أو رومى است I پس سالهاى اين تاريخ مطابق سالهاى رومى باشد وكبايس همچنين . ليكن كبيسهء قبطي به مدت I شش ماه مقدم مىافتد از كبيسهء رومى ؛ بدان سبب كه كبيسهء قبطي در آخر آب ماه رومى