محمد بن علي منجم وابكنوي
6
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
والدين ، يحيى ابن محمد ابن أبي الشكر « 1 » المغربي الأندلسي - طاب مثواه - تمام شده است . اما بعد از نظر اعتبار در أصول ارصاد قديم كه معتمدتر بود : چون رصد ابرخس كه از آن زمان تا أول « 2 » تاريخ خانى ، I يك هزار وچهارصد وچهل وسه سال است . ديگر : رصد بطلميوس « 3 » به اسكندريه كه از آن تاريخ تا أول تاريخ مذكور ، يك هزار وصد I وپنجاه وهشت سال است . ديگر : رصد مأمون خليفه به بغداد كه از آن زمان تا أول تاريخ مذكور ، چهارصد I هفتاد وسه سال است . ديگر : رصد سند بن علي وخالد بن عبد الملك المروروذي به دمشق كه از آن زمان I تا أول تاريخ مذكور ، چهارصد وهفتاد ويك سال است . وتقويم نيرين ايشان ، موافق رصد حبش « 4 » ويحيى I بن منصور وعباس بن سعيد الجوهري است . ديگر : رصد بتّانى كه بعد از آن در رقه بوده است از حدود I شام كه از آن زمان تا أول تاريخ مذكور ، سيصد وشصت ويك سال است . وبر أصول رصد أو I جماعتى از علماى اين علم رنجها كشيدهاند وزيجها ساخته ؛ چنان كه : كيا كوشيار دو زيج ساخته I است : يكى ، زيج جامع وديگر ، زيج بالغ . ومحمد أيوب طبري ، زيج مفرد ساخته است وابورشيد دايشى ، زيج كامل ساخته است ؛ وحسام سالار ، زيج شاهى ساخته است ونيرين را بر أصول I اين رصد نهاده است . وعلى ابن عبد الكريم الباكوئى صاحب زيج معتمد رصد علايى بر أصول I اين رصد ، چهار زيج ساخته است : أول ، زيج مغنى ؛ دوم ، زيج محكم ؛ سوم ، زيج زاهد ؛ چهارم ، زيج مستوفى . ودر زيج معتمد رصدى I علايى « 5 » طعن كرده است بر اين رصد وبر اين زيجها ومىگويد كه همه خطاست ؛ زيرا كه هرگز محسوب اينها I موافق مريى نيامده . ديگر ، رصد حاكمى بوده است به مصر ورصد ابناعلم به بغداد كه از تاريخ اين دو رصد I تا أول تاريخ مذكور ، دويست وشصت وسه سال است . وصاحب زيج ايلخانى - قدس اللّه روحه العزيز - I تمسك به اين دو رصد كرده است واعتماد أو بيشتر بر اين بوده است . چنان كه در زيج ايلخانى ، مذكور ومسطور است با آنكه « 6 » اين رصدها هيچ كدام نشده است ، پس از اينجا معلوم مىشود كه زيج xxx بر أصول I رصد ايلخانى نيست بلكه زيج مولانا محىالدين مغربى است كه بر أصول اين رصد است . چون I اين ضعيف ، آن قرانات مذكور را به أصول جميع اين ارصاد ، موازنه كرد به أصول رصد ايلخانى موافق I تر يافت . پس از أصول اين رصد ، آنچه به صواب نزديكتر بود آن را فرا گرفت وهر چه در آن اندك
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] السكر ( 2 ) . " تا أول " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است . ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] بطليموس ( 4 ) . [ در أصل نسخه : ] جيش ( 5 ) . [ در أصل نسخه : ] علايتى ( 6 ) . [ در أصل نسخه : ] آنك