محمد بن علي منجم وابكنوي
62
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
نوع دوم : ضرب كنيم سالهاى تامه را يك بار در 354 ، آنچه حاصل آيد آن را محفوظ I خوانيم ونگاه داريم . ديگر بار « 1 » ضرب كنيم آن سالها را در 11 « 2 » ، ودايماً پانزده « 3 » I بر حاصل ضرب افزائيم وبر سى قسمت كنيم . آنچه از قسمت بيرون آيد آن را با محفوظ I جمع كنيم . آنچه حاصل شود أيام آن سالهاى تامه باشد . نوع سوّم : ضرب كنيم I سالهاى تامه را در 354 وآن را محفوظ خوانيم ونگاه داريم . آن گاه أيام كبيسهء I آن سالهاى تامه بيرون آوريم وبا آن محفوظ جمع كنيم تا أيام آن سالها حاصل I آيد . وبه جهت ماهها ؛ أيام ماههاى تامه را با هم جمع كنيم وأيام ماه ناقص را بر آن I افزائيم تا أيام سال ناقص حاصل آيد . واگر خواهيم عدد ماههاى تامه را در 29 I ضرب كنيم ، آنچه حاصل آيد آن را محفوظ خوانيم . آن گاه عدد ماههاى تامه را تنصيف I كنيم واگر كسر افتد آن كسر را يكى گيريم وبر آن صحاح افزائيم . آنچه حاصل آيد آن را با محفوظ I جمع كنيم تا عدد أيام ماههاى تامه حاصل آيد . طريقي ديگر ؛ نظر كنيم به عدد ماههاى تامه ؛ I اگر زوج باشد آن را تنصيف كنيم ، واگر فرد باشد دايماً يكى بر أو افزائيم وحاصل را تنصيف كنيم . I آنچه حاصل آيد آن را با محفوظ جمع كنيم تا عدد أيام ماههاى تامه حاصل آيد واگر خواهيم عدد ماههاى تامه را در 30 ضرب كنيم و I حاصل ضرب را محفوظ خوانيم . آن گاه عدد ماههاى تامه را تنصيف كنيم واگر كسر افتد I آن را طرح كنيم ، وحاصل را از سى نقصان كنيم تا عدد أيام ماههاى تامه حاصل آيد . I طريق ديگر ؛ نظر كنيم به عدد ماههاى تامه ؛ اگر زوج بود آن را تنصيف كنيم ، واگر فرد I باشد يكى از أو نقصان كنيم وباقي را تنصيف كنيم . آنچه حاصل آيد آن را از محفوظ بكاهيم I تا عدد أيام ماههاى تامه حاصل شود . أيام ماه ناقص را با آن جمع كنيم تا أيام سال I ناقص حاصل آيد . واگر خواهيم درآييم در جدول شهور عربى واز برابر ماه ناقص ، أيام
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] باز ( 2 ) . [ در حاشية آمده است : ] مراد در يازده ضرب كردن سالها ؛ غرض آن است كه مجموع با خمس وسدس شود . مثالش ؛ يك سال داريم در 11 ضرب كرديم ، شد 11 . اين را به سى قسمت كرديم . ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] بانرده