محمد بن علي منجم وابكنوي

60

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

حاصل آيد كه مجنس در أيام أسابيع باشد . قسم دوم : در مدخل ماه‌ها وآن سه I نوع باشد : نوع أول : عدد ماه‌هاى تامّه را به دو جاى نهيم ويكى را تنصيف كنيم . واگر كسر افتد I آن كسر را يكى گيريم تا نصف صحيح شود . آن را بر آن عدد ماه‌هاى تامه افزائيم وعلامت I جمعات سر سال را با آن جمع كنيم وبر هفت قسمت كنيم ؛ آنچه باقي ماند رقم جمعات I سر ماه ناقص باشد . نوع دوم : عدد ماه‌هاى تامه را ضرب كنيم بر يك ونيم وكسر را جبر كنيم . آنچه حاصل آيد با علامت جمعات سر سال جمع كنيم وبر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند رقم جمعات سر ماه ناقص باشد . نوع سوّم : در اين جدول درآئيم واز برابر آن ماه كه مدخل أو I خواهيم علامت فضلهء جمعات برگيريم وبه مقدار آن عدد از آن روز كه مدخل I سر سال است از أيام جمعات ابتدأ كنيم واز أيام جمعات بشماريم . بر آن I روز از أيام هفته كه عدد منتهى شود مدخل آن ماه باشد . فصل چهارم : I در استخراج I مدخل سال‌ها I وماه‌ها از أيام أسابيع ، به جدول وطريق أو آن است كه سال‌هاى ناقصهء اين تاريخ را I بر دويست وده « 1 » قسمت كنيم آنچه باقي ماند از قسمت ، در جدول مدخل سال‌هاى عربى I درآئيم ومثل آن عدد در جدول مجموعه‌اى طلب كنيم . اگر بعينه يافتيم از برابر أو علامت I جمعات برگيريم . واگر مثل آن نيابيم در مجموعه‌اى كه به تفاضل سى سى نهاديم ، عددي « 2 » I طلب كنيم كه از أو كمتر باشد وبدو نزديك‌تر ؛ واز برابر آن عدد ، علامت جمعات I برگيريم ونگاه داريم وآن را محفوظ خوانيم . آن گاه آن عدد جدول را از آن عدد I كه با ماست نقصان كنيم ؛ آنچه باقي ماند آن را در جدول مبسوط طلب كنيم ؛ اگر آن I عدد به سرخى نوشته باشد آن سال كبيسه بود ؛ واگر به سياهى نوشته باشد I بسيطه بود . آن گاه از برابر آن عدد ، علامت جمعات برگيريم وآن را با محفوظ

--> ( 1 ) . [ در حاشية آمده است : ] دويست [ و ] ده عدد هفت دور كبس است كه در وى علامت جمعات در [ د ] ور ثامن بعينه مثل أول باشد . بسيد منجم ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] عدى