محمد بن علي منجم وابكنوي
4
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
اين قران مذكور ، در نهم ساعت بود از روز چهارشنبه بيستم ماه شوال از اين تاريخ I مذكور . ليكن به حسب رؤيت ، در شب پنجم ماه ذىالقعده واقع شد . باز به حساب همان تاريخ I در شهور سنهء خمس وسبع مايهء هجرى اين قران ، روز دوشنبه بيست وپنجم ماه جمادى الأول I در آخر ميزان اقتضا مىكرد ؛ ليكن به حسب رؤيت ، در روز جمعه سيزدهم جمادى الأخردر دوم I درجهء عقرب واقع شد ، از محسوب تا مرئى ، قريب « 1 » هژده روز تفاوت كرد وجزو قران I در برجى ديگر افتاد . بعد از آن در حدود همان تاريخ ، دو قران ديگر كردند كه به حسب زيج I مذكور اقتضا نمىكرد . قران أول ، در شب چهارشنبه پنجم ماه شوال از تاريخ مذكور ، I در أواخر ميزان در حالت رجعت ؛ وقران دوم ، در شب دوشنبه پنجم ماه محرم سنهء ست I وسبع مايهء هجرى هم در أواخر ميزان در زمان استقامت . وأصحاب اين علم ، اين قران آخرين را I معتبر مىدارند كه در ميزان كردند . بدان سبب كه آن قران را كه در أوايل عقرب اتفاق I افتاده است قران مسترقه مىخوانند وقران مسترقه را معتبر نمىدارند ؛ زيرا كه به خلاف قياس است . وقياس I آنكه اين دو كوكب علوي را در هر مثلثه ، به حسب ارصاد متقدمان ، دوازده قران يا سيزده واقع I شود وبه حسب ارصاد متأخران ، ده قران يا نه قران ، چون به مسير وسط اعتبار كنند ؛ I چنانچه بعد از اين شرح اين كرده شود ، آن گاه وقوع قران ايشان به مثلثهء ديگر منتقل گردد . I وچون در اين مثلثه ، هنوز عدد قرانات تمام نشده است كه اين قران در أوايل عقرب واقع I شد ؛ پس اين قران عقربى ، معتبر نباشد واين را از عدد « 2 » قرانات مثلثهء هوائى نشمرند . واگر به حسب I مسير وسط اعتبار كنند هم جايز نباشد ؛ زيرا كه مدار احكام ، بر مسير تقويم است نه بر مسير وسط . I وهمچنين در قرانات ديگر كواكب ، على الخصوص در قران زحل ومريخ كه از محسوب از زيج I تا مرئى ، در بعضي أوقات در زمان استقامت مريخ تا شش روز ودر زمان رجعت تا هشت روز
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] قربت ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] عداد