محمد بن علي منجم وابكنوي
45
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
ندارد ؛ گاه باشد سه ماه يا چهار ماه پياپى ، سى روز آيد وگاه باشد دو ماه يا سه ماه I پياپى ، بيست ونه روز آيد . اما ماه قمري وضعي آن است كه أهل حساب به جهت آسانى ، I يك ماه را سى روز گيرند ويك ماه را بيست ونه روز . وچون اعتبار سال قمري به حسب I ماههاى طبيعي كنند آن را سال قمري طبيعي خوانند ؛ واگر به حسب ماههاى وضعي كنند آن را سال قمري I وضعي گويند ؛ وشرح هر يك بعد از اين كرده شود . فصل سيوم : در بيان تواريخ و I أصناف آن اما تاريخ ، مدتي است معلوم كه استناد آن به أول سالى كنند كه در آن سال ، حادثهاى I عظيم واقع شده باشد از حوادث آسمانى يا زمينى كه مثل آن واقع نشود مگر به روزگار دراز I يا حكم پادشاهى بنياد پيوسته باشد در اين امر خطير . واز تواريخ مشهور چون تاريخ طوفان I وديگر تواريخ كه أهل اين صنعت ، بنياد رصدها وزيجها وتقويمها بر آن نهادهاند وغير آن ، I وآنچه متداول است در زمان ما كه علماى اين علم متفقاند بر صحت آن ، اين است كه I ذكر كرده مىشود بر ترتيب مبادى هر يك . ومقدم همه : تاريخ طوفان است كه أول أو روز I جمعه بوده است . ديگر : تاريخ بخت النّصر « 1 » أول است بابلى كه از زمان جلوس أو گرفته به تخت پادشاهى ، I وأول أو روز چهارشنبه بوده است . وسالهاى أو فارسي است وأسامي ماههاى أو به لغت I قبطيان . وهر ما هي را سى روز گيرند وخمسهء مسترقه را در آخر سال الحاق كنند . وبطلميوس I در كتاب مجسطى ، أصول أوساط حركات كواكب بر اين تاريخ نهاده است . وقبطيان I در قديم الزمان اين تاريخ استعمال مىكردهاند . ونامهاى ماههاى أو چنان كه در مجسطى مسطور I است اين است كه در جدول ثبت افتاده كه در قديم بوده است : .
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] بختنّصر