السيد محمد حسين الطهراني
63
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )
چرمها ، وميوهها به دست آيد ، ونيز ساير امتعه آنان حاضر باشد ، واين زمان پيوسته بر حالت ثابتي باقي باشد ، كه خرمترين زمانها وپر نعمتترين أوقات بوده باشد . روى اين أساس عمل كبيسه گيرى را از يهوديان كه در مجاورت ايشان سكونت داشتند ، نزديك دويست سال قبل از هجرت آموختند . وهمانند يهوديان مشغول كبيسه كردن شدند ، بدين ترتيب كه مقدار زياديى كه ما بين سالهاى قمري آنان ، وما بين سال شمسي بود ، چون به يك ماه مىرسيد ، آن يك ماه را به ماههاى خود ملحق نمودند . وبعد از اين متولى اين كار قلامس « 1 » بودند كه پس از انقضاء حج مىايستادند وخطبه مىخواندند در موسم حج ، وماه را به تأخير مىانداختند بدينمعنى كه ماه بعدى را به نام آن ماه مىخواندند . وچون عرب از آنها أطاعت داشتند ، تمامى آنها بر اين
--> ( 1 ) قَلَامِسْ جمع قَلَمَّس است يعنى درياى پر آب ؛ وآن لقب نَسيى گيران در دورهء جاهليّت بوده است ؛ كه از قبيلهء بنى كنانه بودهاند . واوّلين نسيئگير حذيفة بن عبد فقيم كناني بوده ويكى پس از ديگرى منصب خود را ارث مىبردند ؛ وآخرين آنها كه هفتمين نفر بود أبو ثمامة جُنادَة بن عوف است ؛ ( أبو ثمامة جُنادة بن عوف بن اميّة بن قَلَع بن عَبّاد بن قَلَع بن حذيفة ) واگر سنّ متوسّط هر نسل را سى سال بگيريم ، مجموعاً دويست وده سال مىشود كه چون ده سال هجرت را از آن كم كنيم ، نخستين آنان دويست سال قبل از هجرت بوده است . وبه اين زمان مقريزى در كتاب خِطَط خود ، ج 2 ، ص 54 تصريح كرده است .