السيد محمد حسين الطهراني

28

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )

. 103 « رسول خدا را ديدم در روز عيد قربان كه بر روى شتر خود نشسته وجمره را رمى مىنمود ومىگفت : شما بايد مناسك خود را از من ياد بگيريد ! زيرا كه من نمىدانم شايد بعد از اين حج ، حج ديگرى انجام ندهم ! » خطبه مشهور رسول خدا در منى وسپس حضرت فيما بين جمرات ، در حالي كه در روى ناقه‌اى ويا بغله شهبائى « 1 » سوار بودند ، خطبه‌اى مفصل انشاء كردند ، ومردم بعضي ايستاده وبعضي نشسته خطبه آن حضرت را گوش مىدادند . « 2 » وأمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام خطبه آن حضرت را با صداى بلند براي مردم بازگو مىنمود . « 3 » وما اين خطبه را از « تاريخ يعقوبي » مىآوريم : نضر الله وجه عبد سمع مقالتي فوعاها وحفظها ثم بلغها من لم يسمعها ، فرب حامل فقه غير فقيه ، ورب حامل فقه إلى من هو أفقه منه . ثلاث لا يغل عليهن قلب امرئ مسلم : اخلاص العمل لله ، والنصيحة لائمة الحق ، واللزوم لجماعة المؤمنين ، فان دعوتهم محيطة من ورائهم . « 4 »

--> ( 1 ) بَغْلِة شَهباء : قاطر سفيد رنگى را گويند كه در آن نقطه‌هاى سياه باشد ( 2 ) « . سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص ( 3 ) « . 203 البداية والنهاية » ج 5 ، ص 199 ونيز در حديث ديگرى كه در ص 198 آورده است ( 4 ) . اين فقرات از خطبه را در « مجالس » شيخ مفيد ، طبع نجف ، ص 100 وص 101 آورده است وبجاى نَصَّر الله ، نَصر الله آورده است ؛ ونيز به لفظ وَالنَّصيحة لائِمَّةَ المُسلِمِينَ وَاللّزوم جماعتهم ذكر كرده است ، وبه آخر آن آورده است المُؤمِنونً إخوَة ؛ تَتَكافى دِمائُهُم وَهُمْ يَدٌ وَاحِدٌ عَلَى مَن سِواهُم ، يَسْعَى بِذمَّتِهمْ أدنَاهُمْ . ودر « روضه بحار » طبع كمپانى ج 17 ، ص 39 از « مجالس » مفيد به همين لفظ آورده است ؛ ولى در همين باب در طبع حروفى ج 77 ، ص 130 با لفظ نَصَّر الله ذكر كرده است . ودر « تحف العقول » ص 42 اين خطبه را به رسول الله در مسجد خيف نسبت داده است وبه همين مضمون « مجالس » مفيد آورده است ؛ امّا در طبع « بحار » كمپانى ج 17 ، ص 42 چون از « تحف العقول » نقل كرده است به لفظ نَصَر آورده ؛ ودر طبع حروفى ج 77 ، ص 146 از « تحف العقول » نَضَّرَ با ضاد معجمه ذكر كرده است ؛ ودر « بحار الأنوار » طبع كمپانى ج 15 ، جزء دوّم ص 85 از « اكمال الدّين » صدوق به لفظ نَضَر آورده است ومضمونش با آنچه مفيد آورده است يكى است مگر در بعضي از ألفاظ . ونيز محدّث قمى در « تتمّة المنتهى » ص 153 از رسول الله در مسجد خيف آورده است . همچنانكه در « إكمال الدّين » نيز چنين است . ودر « تفسير « في ظلال القرآن » ص 125 از جزء اوّل از امام أحمد حنبل جملات : المُسْلِمُونَ تَتَكافَاً دمآؤهم ، وَهُمْ يَدٌ على مَن سِوَاهُم يَسْعَى بِذمَّتِهِم أدْنَاهُم را از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ذكر كرده است . بارى معناى فقرات اين است كه : مؤمنين با هم برادر هستند ؛ وقيمت خون‌هاى آنها بقدر يكديگر است ؛ وتمام مؤمنين حكم دست واحدى را دارند بر عليه غير خودشان ؛ وبراي قضاء ذمّهء آنها كمترين آنها مىتواند سبب واقع شود . در « مجمع البحرين » دربارهء حديث : ذِمَّة المسلمين وَاحِدَة يَسْعَى بها أدناهم آورده است كه چون از حضرت صادق عليه السّمم از معناى آن سؤال شد ؛ در پاسخ فرمودند : اگر لشگرى از مسلمانان ، طائفه‌اى از مشركان را محاصره كنند ؛ آنگاه يك نفر از آن مشركان جلو بيايد وبگويد : به من أمان دهيد تا من رئيس شما را ملاقاة كنم وبا أو گفتگو نمايم ؛ ودر اين حال گر پست‌ترين وكم اهميّت‌ترين فرد مسلمان به أو أمان دهد ؛ بر با فضليت‌ترين وشريف‌ترين افراد مسلمان لازم است كه به أو أمان أو وفا كنند وبر همين أساس زينب دختر رسول خدا ، شوهر خود أبو العاص را كه در مدينه آمده بود أمان داد . ( رجوع شود به كتاب بنت الشّاطى « موسوعة آل النّبى » كتاب چهارم : « زينب بطلهء كربلآء » ص 628 ) .