مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي

پيشگفتار 33

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى )

پس به سبب اين قران دليل بر افتادن دولت پارس بود وبالا گرفتن دولت عرب ، از آن جهت كه چون بسطت دولت پارس در عراق بود وعراق منسوب است به سرطان ومشترى ، چنانكه عرب منسوب است به عقرب وزهره . وزهره در شكل اين طالع مبتّز است ، براي آنكه در برج شرف است ودر وتد عاشر به تسويه ، از آن جهت كه درجهء عاشر از حوت است پانزده درجه وسى وشش دقيقه ، وزهره در حوت است هژده درجه وبيست وهشت دقيقه ، ومستعلى در قران مرّيخ است ومرّيخ خداوند عقرب است ودليل حرب است . پس قوم عرب مستولى گشتند بر أهل عراق به حرب . وچون مشترى ساقط بود قدر والى عراق ساقط گشت ، وچون خداوند طالع قمر بود وتدبير به زهره ميداد ومطيع بود زهره را ، بدان سبب كه در خانهء وى بود وزهره أو را قبول ميكرد ، خداوند عراق ، بلاد عراق به حرب داد ومطيع گشت ، وعرب بلاد را قبول كرد . وچون قران در بيستم درجهء سرطان بود ، دولت عراقيان بيش از بيست سال برنداشت . وچون مشترى خداوند نهم بود وزهره به برجيّت هم در نهم بود ونهم دليل دين است وزهره مسعود ومستولى بود ومشترى منحوس وساقط ، آن حرب به سبب دين بود ودين عرب مستعلى گشت ودين پارس ساقط شد . وچون زهره را كه مبتّز بود از حوت سيصد ونود وسه دقيقه باقي بود ، آن از دولت عرب دليل بر سيصد ونود وسه سال بود » . به اعتقاد كهن مردمان ، اگر بنايى ، مثلا يك شهر ، را آغاز ميكردند وآن شهر رونقى