أبو ريحان البيروني
سرگذشت 6
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم
خوشبختانه فرصت وحالي كه براي اين كار در بايست بود هم دست داد . تا با عشق وشورى كه در وصف وبيان نمىگنجد ، هر قدر نيرو ومجال داشتم بر سر اين مهمّ گذاشتم وچهار پنج سال متوالى از سرمايهء عمر عزيز بىبدل را يكجا در اين سودا خرج كردم ، چندانكه شبانروز ده پانزده ساعت گرماگرم در اين درياى ژرف فرورفته وروز وشب را در كار بهم پيوسته بودم ، تا بخواست الهى اين يادگار گرانبهاى علمي فارسي كه در اسناد مفاخر إيران وإيراني دستكمى از شاهنامهء فردوسى ندارد ، بلكه از بعض جهات بر آن نيز مىچربد ، بصورت
--> وى بفروختن آن نوشته بود كه « اعتصام » آنرا بمن نشان داد . خلاصه پس از دو سه ماه كه بانتظار امروز وفردا گذشت عاقبت با اجازهء كتبي مالك كه بپايمردى همان اعتصام » صادر شده بود ، نسخه را با سند كتبي بطور امانت مضمونه يك ماهه بدست بنده سپردند چون در وارسى مسلّم شد كه اين نسخه صحيحترين ومعتبرترين نسخ موجود ماست با وجود اينكه چند ورق افتادگى داشت همانرا أصل قرار دادم نخست بكتابت نسختي از روى آن شروع كردم سپس بطورى كه همهء أوقات شبانروز مستغرق شده بود در كار تصحيح ومقابله وحلّ مشكلات شدم ، وليكن از اين جهت سخت نگران ودر چارهجوئى حيران بودم كه ممكن نبود يك ماهه كتاب را موافق دلخواه خود نسخهبردارى وعرض ومقابله كنم باز توفيق حقّ تعالى مددكارى كرد ونسيم عنايتى از مهبّ رحمت الهى وزيدن گرفت ، هنوز يك ماه بسر نرسيده بود كه مالك نسخه كه سند كتبي امانى از « حضرت دهخدا » در دست داشت از مشهد مقدّس بطهران وهمان روز ورودش يكسر بمدرسهء دار الفنون آمد تا بنده را ببيند واز كمّ وكيف قضيّهء كتاب آگاه شود .