على زمانى قمشه اى
268
هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي )
است كه رؤيت ، يك راه به واقع ، وبيّنه راه ديگر به واقع است . دوم ، حساب وشمارش سى روز : اگر رؤيت وبيّنه ميّسر نشد سى روز از ماه گذشته نيز راه ديگر به خروج ماه گذشته ودخول ماه لاحق مىباشد . سوم ، وجوب روزه يوم الشّك : اگر روزى را كه شك داشته آخر شعبان يا اوّل رمضان است افطار كرده باشد - راهى بر اثبات ماه لاحق ( رمضان ) نداشته است - بعدا به وسيلهء بيّنه يا به واسطهء رؤيت شب 29 از ماه روزه ، روشن شد روزى را كه افطار كرده از ماه رمضان بوده است ، قضاى آن روز بر أو واجب است . بديهي است كه وجوب قضا فرع ثبوت أصل تكليف روزه است ، وأصل ثبوت تكليف روزه نيز مانند ساير تكاليف است . از اين رو نمىتوان گفت « روزه ماه رمضان ديده شده » ( به نحو موضوعيّت ) واجب است . نتيجة اين كه راهى نيست براي اخذ « رؤيت » به نحو « جزئيّت » چه رسد به نحو « صفتيّت وموضوعيّت » . رد ادّعاى انصراف امّا ادّعاى انصراف اطلاق اخبار به شهرهاى نزديك به كمك حكومت رؤيت ، وشمول وتوسعهء آن به شهرهاى نزديك شهر رؤيت . اوّلا ، عدول وبازگشت از راه موضوعيّت رؤيت ، به راه طريقيّت است وبا كمك دعواي حكومت صورت گرفته ؛ زيرا حكومت وتنزيل مؤنه زايده لازم دارد وبايد وجه ظهور حكومت يك دليل خيلى واضح وآشكار باشد پس مجرّد معقوليّت حكومت ثبوتا كارساز نيست .