على زمانى قمشه اى
248
هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي )
كه : ادلّهء نقلي ( آيات وروايات اسلامى ) دلالت تامّ بر لزوم اتحاد آفاق ( شهرهاى نزديك به هم ) و « موضوعيّت رؤيت » دارند و . . . 2 . گروه ديگر با استفاده از قواعد وادلّهء مزبور معتقدند : اتحاد آفاق لازم نيست وادلّهء نقلي همه طريق به واقع ، كاشف ونشانه از واقع مىباشند واينك توضيح كلام : قول اوّل اعتبار علمي : دانستيم كه ملت چين وملت عرب چه در زمان جاهليّت وچه پس از ظهور اسلام ، آغاز ماه قمري را پس از خروج ماه از تحت الشعاع ؛ يعنى از زمان « رؤيت هلال » دانستهاند . اين پديده جز در غروب روز 29 يا سىام ( 30 ) اتفاق نمىافتد ، از اين رو شب اوّل ماه قبل از روز اوّل ماه به حساب مىآيد . بنابراين « رؤيت هلال » دخل تامّ در تحقق ماه هلالي دارد . به گفتهء منجّمان - به پيروى از خواجة چنان كه خاطر نشان ساختيم - قمر حدّاقل پس از طي ده درجه كه عبارت از 20 ساعت از اقتران گذشته است قابل رؤيت است . از اينرو وقتي ماه ديده شد ، ماه قبل سپرى ، وماه جديد آغاز گشته است وقطعا حكم شهرها وبلادي كه عوارض طبيعي هم چون ؛ ابر ، كوه بلند ، تپه وبخار زياد افقشان را پوشانيده در حكم شهرهايى است كه هلال را رؤيت كردهاند . بنابراين بلاد متحد الآفاق همه در اين حكم يكسان هستند . وانگهى اگر خروج از تحت الشعاع ، امرى سماوي وبر همهء نقاط كرهء زمين يكسان است ! چنان كه صاحبان قول دوم مىپندارند پس چرا اين سخن را دربارهء