العلامة المجلسي

91

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

از پاى من بكشى ومرا خدمت كنى ، بلكه من تو را خدمت مىكنم ومنّت بر ديدهء خود مىنهم . چون حضرت امام عليه السّلام اين سخن از من شنيد گفت : خداى تو را جزاى نيكو دهد اى عمّه ! پس در خدمت آن حضرت نشستم تا وقت غروب آفتاب . پس صدا زدم به كنيز خود كه بياور جامه‌هاى مرا تا بروم . حضرت فرمود كه اى عمّه ! امشب نزد ما باش كه در اين شب متولّد مىشود فرزند گرامى كه حق تعالى به أو زنده مىگرداند زمين را به علم وايمان وهدايت ، بعد از آنكه مرده باشد به شيوع كفر وضلالت . گفتم : از كجا به هم مىرسد اى سيّد من ومن در نرجس هيچ اثر حمل نمىبينم ! « 1 » فرمود كه از نرجس به هم مىرسد نه از ديگرى پس برجستم وشكم وپشت نرجس را ملاحظه كردم هيچ‌گونه اثرى نيافتم برگشتم وعرض كردم ، تبسّم فرمود وگفت : چون صبح مىشود اثر حمل بر أو ظاهر خواهد شد ومثل أو مثل مادر موسى است كه تا هنگام ولادت هيچ تغييرى بر أو ظاهر نشد واحدى بر حال أو مطّلع نگرديد ؛ زيرا كه فرعون شكم زنان حامله را مىشكافت براي طلب حضرت موسى وحال اين فرزند نيز در اين امر شبيه است به حال موسى . ودر روايت ديگر آن است كه حضرت فرمود كه حمل ما اوصياى پيغمبران در شكم نمىباشد [ بلكه ] « 2 » در پهلو مىباشد واز رحم بيرون نمىآييم بلكه از ران مادران فرود مىآييم ؛ زيرا كه ما نورهاى حق تعالىايم وچرك وكثافت ونجاست را از ما دور گردانيده . « 3 » حكيمه گفت كه به نزد نرجس رفتم واين أحوال را به أو گفتم ، گفت : اى خاتون هيچ اثرى در خود مشاهده نمىنمايم . پس شب در آن‌جا ماندم و

--> ( 1 ) . در نسخهء ( م ) و ( ع ) و ( آ ) : نمىيابم . ( 2 ) . زيادة از مصدر . ( 3 ) . بحار الأنوار 51 / 26 .