العلامة المجلسي
85
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
گفت كه بلى ، از بسيارى محبّتى كه جدّم نسبت به من داشت ومىخواست كه مرا بر ياد گرفتن آداب حسنه [ مزيّن ] « 1 » بدارد ، زن مترجمى را كه زبان فرنگى وعربى هر دو مىدانست مقرّر كرده بود كه هر صبح وشام مىآمد ولغت عربى به من آموخت ، تا آنكه زبانم به اين لغت جارى شد . بشر گويد كه چون أو را به « سرّمن رأى » بردم وبه خدمت حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام رسانيدم ، حضرت به كنيزك خطاب فرمود كه چگونه حق سبحانه وتعالى به تو [ آشكار ] « 2 » نمود عزّت دين اسلام را ومذلّت دين نصارى وشرف وبزرگوارى محمّد وأهل بيت أو را عليهم السّلام ؟ أو گفت كه چگونه وصف كنم براي تو اى فرزند رسول خدا چيزى را كه تو بهتر مىدانى از من ؟ پس حضرت فرمود كه مىخواهم تو را گرامى دارم ، كدام [ يك ] بهتر است نزد تو ، اينكه ده هزار اشرفى به تو بدهم يا تو را بشارتى بدهم به شرف ابدى ؟ گفت : بلكه بشارت به شرف [ ابدى ] « 3 » را مىخواهم ومال را نمىخواهم . حضرت فرمود كه بشارت باد تو را به فرزندى كه پادشاه مشرق ومغرب عالم شود وزمين را پر از عدل وداد كند بعد از آنكه پر از ظلم وجور شده باشد . گفت كه اين فرزند از كي به عمل خواهد آمد ؟ فرمود : از آن كسى كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله تو را براي أو خطبه كرد . پس از أو پرسيد كه حضرت مسيح ووصىّ أو تو را به عقد كي درآوردند ؟ گفت : به عقد فرزند تو امام حسن عليه السّلام . حضرت فرمود كه آيا أو را مىشناسى ؟ گفت كه مگر از آن شبى كه به
--> ( 1 ) . زيادة از مصحح . ( 2 ) . زيادة از مصحح . ( 3 ) . زيادة از نسخهء : ( آ ) .