العلامة المجلسي
79
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
عربى به آن شخص خواهد گفت كه اگر [ به ذىّ ] « 1 » حضرت سليمان بن داوود ظاهر شوى « 2 » وپادشاهى أو را بيابى كه من به تو رغبت [ كنم ] « 3 » ، نخواهم كرد ، مال خود را ضايع مكن وبه قيمت من مده . پس آن بردهفروش گويد كه من براي تو چه چاره كنم كه به هيچ مشترى راضى نمىشوى وآخر از فروختن تو چاره نيست ! پس آن كنيزك گويد كه چه تعجيل مىكنى والبتة بايد كه مشترى به هم رسد كه دل من به أو ميل كند واعتماد بر وفا وديانت أو داشته باشم . پس در اين وقت تو برو به نزد صاحب كنيز وبگو كه نامهاى با من است كه يكى از اشراف وبزرگان از روى ملاطفت نوشته است به لغت فرنگى وخطّ فرنگى « 4 » ودر آن نامه ، كرم وسخاوت ووفادارى وبزرگى خود را وصف كرده است واين نامه را به آن كنيز بده كه بخواند ، اگر به صاحب اين نامه راضى شود ، من وكيلم از جانب آن بزرگ كه اين كنيز را از براي أو خريدارى نمايم . [ مادر امام زمان صلوات اللّه عليها كيست ؟ ] بشر بن سليمان گفت كه آنچه حضرت خبر داده بود همه واقع شد وآن چه فرمود همه را به عمل آوردم . پس چون كنيز در نامه نظر كرد بسيار گريست وگفت به عمر بن يزيد كه مرا به صاحب اين نامه بفروش ! وسوگندهاى عظيم ياد كرد كه اگر مرا به أو نفروشى خود را هلاك كنم ! پس با أو در باب قيمت گفتگوى بسيار كردم تا آنكه به همان قيمت راضى شد كه حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام به من داده بود . « 5 » پس زر دادم وكنيزك را گرفتم وكنيز خندان وشاد شد وبا من آمد به حجره [ اى ] كه در
--> ( 1 ) . زيادة از نسخه ( آ ) . ( 2 ) . در نسخهء أصل : شود ودر باقي نسخ مثل آنچه كه ضبط شده مىباشد . ( 3 ) . زيادة از مصحّح . ( 4 ) . در مصدر : به لغت رومىّ وخط رومىّ . ( 5 ) . در نسخهء ( م ) و ( آ ) و ( ع ) : بودند .