العلامة المجلسي
32
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
به ارتكاب كار زشتى نخواهد شد ، مستحب است كه خود را براي پذيرفتن ولايت از طرف آنها عرضه كند . » « 1 » ونيز « شيخ مفيد » در رسالهء « أوائل المقالات » در باب معاونت سلاطين جور مىفرمايد : « إنّ معاونة الظّالمين على الحقّ وتناول الواجب لهم جائز ومن أحوال واجب وأمّا معونتهم على الظّلم والعدوان فمحظور لا يجوز مع الاختيار » معاونت ستمكاران ، بر حقّ ( يعنى در كارهاى حقّ وصحيح ) ورسيدن به أمور واجبه جايز است وحتّى در بعضي أوقات واجب مىشود ؛ لكن يارى كردن به آنان در ظلم وعدوان با اختيار ، جائز نمىباشد . « 2 » سيّد مرتضى - عليه الرّحمة - رساله مستقلى در باب پذيرش ولايت از سلاطين جور نگاشته ، سيّد مرتضى تحت عنوان « مسألة في العمل مع السّلطان » مسأله را چنين آغاز مىكند : « سلطان يا عادل است ويا ظالم ، پذيرفتن ولايت از طرف سلطان عادل روا ؛ بلكه گاهى واجب است ؛ امّا از طرف حاكم ظالم چند صورت دارد : واجب ، الجاء ، مباح ، قبيح ومحظور . » آنگاه « سيّد مرتضى » براي بعضي از موارد ياد شده ، اينچنين مثال مىزند : « واجب در مواردى است كه بتوان اقامهء حقّ يا امر به معروف ونهى از منكر كرد ، والجاء در مورد تقيّه است وآن وقتي است كه اگر از قبول همكارى سرباز زند كشته مىشود ، در اين صورت ترس بر جان ومالش ، پذيرش ولايت را براي أو مباح مىكند . » « 3 »
--> ( 1 ) . النّهايه شيخ طوسي / 356 . ( 2 ) . رسالهء أوائل المقالات / 120 . ( 3 ) . رسائل الشريف المرتضى 2 / 89 .