العلامة المجلسي
27
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
جماعت شيعه از هر گوشه وكنارى از بابت آهوان رم ديده بر دور آن معين مؤمنان ؛ بل پدر ومادر مهربان شيعيان ، از همه مكان خصوصا بلاد إيران گرد آمدند ويكهيكه علماى شيعه در إيران به هم رسيدند وبعد از آنكه نجل سعادتمند أو به عرصه آمد ونجل برومندش پادشاه جنّت مكان شاه طهماسب صفوى - أنار اللّه برهانه - نيز جانشينى پدر خود كه گرديدند وهر يك از ايشان همّت بر دفع أعادي دين مبين ورفع مرتبه شيعيان أمير المؤمنين عليه السّلام گماردند ، آن وقت أوضاع شيعيان أهل إيران كما هو حقّه منتظم گرديده . » « 1 » علما كه در تمام اين ايّام ناظر بر اين موضوع بودند كه پادشاهان صفويّه با دل وجان از تشيّع دفاع كرده وحتّى در شرايطى كه هر دو طرف إيران را دو دولت متعصّب سنّى احاطه كرده بود « شاه إسماعيل » مؤسّس دولت صفويّه وبه تبعيّت از أو باقي سلاطين صفوى قصد پىريزى يك دولت شيعي اثنى عشرى برمبناى تولاى آل محمّد صلوات اللّه عليهم وتبرّاى از دشمنان ايشان كرده بود . كه در كتاب « تاريخ جهانآرا » آمده است : « مقرّر شد . . . كه بعد از اتمام اذان ، تبرّى ولعن وطعن بر اعداى دين محمّدى وتولّى بر آل أو نمايند وبه تبرّائيان مقرّر فرمودند كه در كوچهها وبازارها مىگشته ، لعن وطعن بر خلفاى ثلاث وبر سنيّان واعداى حضرات دوازده امام وبر قاتلان ايشان مىنموده باشند ومستمعان به بانگ بلند كلمهء ( بيش باد وكم مباد ) گفته ، هريك از معنا تكاهل وتغافل ورزد تبرداران وقورچيان به قتل ايشان پردازند . » « 2 » لذا علما نيز از هرگونه كمك وقوّت دادن به اين دولت نوپا وپر دشمن كوتاهى نكرده وايشان را در أمور شرعي تحسين وتأييد مىنمودند وشاهان
--> ( 1 ) . مقالات تاريخي دفتر هفتم / 41 ؛ به نقل از نسخهء مخطوط كتاب فيروزيّه . ( 2 ) . صفويّه از ظهور تا زوال / 39 .