العلامة المجلسي
24
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
لذا « شاردن » در سفرنامهء خود در رابطه با قدرت علما در بين مردم مىنويسد : « در نظر ايرانيان بيشتر از آنچه مفتى در عثمانى اختيار وقدرت دارد صدر « 1 » توانمند ومقتدر است ووى را پادشاه وحاكم أمور مذهبي وحقوقى ، شيخ ، قبله گاه واقعي ، قائم مقام پيغمبر ونايب امامان - خلفاى نخستين - مىدانند . » « 2 » « كمپفر » آلمانى نيز در كتاب سفرنامهء خود دربارهء موقعيّت مجتهدين وقدرت مستقلّ آنان مىنويسد : « شگفت آنكه متألّهين وعالمين به كتاب نيز در اعتقاد به مجتهد با مردم ساده دل شريكند وپندارند كه طبق آئين خداوند پيشوائى روحاني مردم وقيادت مسلمين به عهدهء مجتهد گذاشته شده است ، درحالىكه فرمانروا تنها وظيفة دارد به حفظ واجراى نظرات وى همّت گمارد . » « 3 » چنانچه از مطالب گذشته استفاده مىشود سلاطين صفويّه به هر دليلي أغلب خود را مجرى احكام اسلام وتابع علما ومجتهدان معرّفى مىنمودند وتا حدّ زيادى نيز به اين گفتهء خود جامهء عمل مىپوشاندند ودست أرادت به سينه مىگذاشتند تا جائى كه مرحوم « ميرزا محمّد باقر خوانسارى » در كتاب
--> - أمير المؤمنين علىّ ابن أبي طالب است ! پس آن مرد از رفتن منصرف شده ودر مقابل آن حضرت زانو زد . حضرت از أو سؤال كردند از كدام بلاد خداوندى ؟ آن مرد گفت : از أهل أصفهان . حضرت به أو فرمودند بنويس : « املاء نمود مرا علي بن أبي طالب [ عليه السّلام : ] پنج خصلت در بين اهالى أصفهان نمىباشد ؛ سخاوت ، شجاعت ، امانت ، غيرت وحبّ ما أهل بيت . ( الخرائج والجرائح 2 / 545 ) با اين أوصاف زماني كه به أصفهان با اين وضعيّت در دورهء صفويّه نظر مىكنيم ؛ به قول ميرزا عبد اللّه شخصي سنّى در همين أصفهان وبلوكات وتوابع ونواحي آن يافت نمىشود . ( مقالات تاريخي دفتر هفتم / 41 ؛ به نقل از نسخهء مخطوط كتاب فيروزيّه ) ( 1 ) . مجتهد ، شيخ الاسلام . ( 2 ) . سفرنامهء شاردن ترجمه اقبال يغمايى 4 / 1335 . ( 3 ) . سفرنامه كمپفر ترجمه كيكاووس جهاندارى / 125 .