العلامة المجلسي

23

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

2 ) دولت صفويّه ورسمي كردن تشيّع « شاه إسماعيل » در سال 907 پس از شكست « ميرزا الوند آق قويونلو » رسما به تخت سلطنت نشست وى مذهب شيعه اماميّه را در مملكت إيران رسميت داد وامر كرد خطبا أسامي ائمّه اثنى عشر صلوات اللّه عليهم أجمعين را در خطبه‌هايشان ذكر نمايند . شاه إسماعيل مردم إيران را به شيعه شدن دعوت كرد ؛ لكن تربيت اين دسته از مردم تازه شيعه ، مستلزم قدرت علمي دانشمندان وعلما بود ، آنان بودند كه بايد از جنبهء علمي وعملي مردم را رهبرى كنند والحقّ والانصاف به خوبى از عهده برآمدند . « 1 »

--> - سلطان حسين هنگام مراسم تاج‌گذارى اجازه نداد كسى از صوفيان به رسم معمول شمشير سلطنت را زيب پيكر وى سازد ودر عوض انجام آن را از شيخ الاسلام [ يعنى علّامه مجلسي ] خواست . شاه پس از مراسم از علّامه پرسيد كه در ازاى اين خدمت چه انتظارى دارد ؟ علّامه پاسخ داد كه تمنّاى وى آن است كه شاه باده نوشى وجنگ طوايف ودستجات [ حيدرى ونعمتي كه پيوسته منجر به كشته شدن عده زيادى بىگناه مىشده ] وكبوتربازى ، تفريحى على الظّاهر بىزيان را ، با صدور فرمان ممنوع سازد . شاه به طيب خاطر موافقت خود را با اين تقاضا نيز اعلام داشت . . . به موجب فرمان « منع باده‌گسارى » كليه باده‌فروشىها منهدم گرديدند وتمامى غرابه‌ها وسبوهاى باده معدوم شدند . » ( انقراض سلسلهء صفويه لكهارت / 43 ) ( 1 ) . ميرزا « عبد اللّه أفندي أصفهاني » در كتاب « فيروزيّه » دربارهء مذهب مردم أصفهان وتعصّب ايشان نوشته است كه : « أحوال مردم أصفهان از آن غريب‌تر بوده چه كار ايشان از مذهب تسنّن نيز گذشته بوده ؛ بلكه همگى از قديم الايّام ناصبي واقعي گشته بوده‌اند ، حتّى قصّه غايت نصب وعداوت ايشان با أهل بيت رسالت به نوعي بر همگى [ روشن ] بوده كه ساكنان آن ضرب المثل در ميان أهل علم در اين باب گرديده‌اند . » ( مقالات تاريخي دفتر هفتم / 38 ؛ به نقل از نسخهء مخطوط كتاب فيروزيّه ) حتّى در كتاب « الخرائج والجرائح » ، « محدّث راوندى » مذكور است كه : شخصي أصفهاني در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله پرسيد كه چه كسى مرا به آموختن علم راهنمايى مىكند ؟ ابن مسعود - راوي حديث - كه در كنار أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه نشسته بود به أو گفت : مگر قول پيامبر را نشنيده‌اى كه فرمودند : « أنا مدينة العلم وعلىّ بابها ؟ ! » أو در جواب گفت : بلى ، ابن مسعود گفت : پس كجا مىروى درحالىكه اين شخص -