العلامة المجلسي

21

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

علّت تأييد بعضي حكومتها توسّط علما 1 ) علما مدافع مظلومان علماى بزگوار شيعه در طول تاريخ پرافتخارشان هميشه به عنوان مدافع مظلومان ودشمن ستمكاران شناخته شده ، وبه نظر آنها تنها اساسى كه مىتواند در بعد قدرت سياسي مشروعيّت داشته باشد مسأله « نصّ ونصب از جانب خداوند متعال » است . بنابراين حاكميتى كه فاقد اين أساس باشد از نظر آنها غيرمشروع بوده وعنوان غصب را به خود خواهد گرفت . آنان بر اين باورند كه منحصرا جانشين يا خليفهء پيامبر بايد بر آنان حكومت كند . « 1 » امّا گاهى أوقات در سيره وزندگانى علما ديده مىشود كه با حكومتهاى جائر در زمان خود مماشاتى داشته وآنها را تا حدّى تأييد مىكردند وزماني نيز - برحسب اقتضاء وشرايط حاكم در آن وقت - برخوردشان به صورت مبارزهء منفى يا كناره‌گيرى كلّى از دستگاههاى حكومتى بوده است . لذا علما براي آنكه بتوانند ، به موجب وصيّت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه به فرزند عزيزشان : « كونوا للظّالم خصما وللمظلوم عونا » « 2 » براي آنكه بتوانند نفعي براي شيعيان وكمكى براي فقرا ونيازمندان باشند « 3 » ،

--> ( 1 ) . ادوارد پولاك كه در أواخر قرن سيزدهم هجرى مىزيسته در سفرنامهء خود مىگويد : « در اين كشور طبقه‌اى از روحانيون وجود دارد كه شاه را فرمانرواى بر حقّ نمىشمارد ؛ به دليل آنكه وى از سلالهء پيغمبر [ يعنى يكى از أئمة اثنى عشر ] نيست . به اعتقاد آنان فقط اعقاب پيغمبر مستحقّ رسيدن به خلافتند . » ( سفرنامهء پولاك / 294 ) ( 2 ) . نهج البلاغة . ( 3 ) . سرجان ملكم انگليسى در كتابي كه دربارهء « تاريخ إيران » نگاشته مىگويد : -