العلامة المجلسي
148
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
پس فرمود كه گويا مىبينم اى مفضّل آن روز را كه ما گروه امامان نزد جدّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ايستاده باشيم وبه آن حضرت شكايت كنيم آنچه بر ما واقع شد از اين امّت جفاكار بعد از وفات آن حضرت وآنچه به ما رسانيدند از تكذيب وردّ گفتههاى ما ودشنام دادن ولعن كردن ما وترسانيدن ما را به كشتن وبه در بردن خلفاى جور ما را از حرم خدا ورسول به شهرهاى ملك خود وشهيد كردن ما به زهر ومحبوس گردانيدن ما . پس حضرت رسالتپناه صلّى اللّه عليه وآله گريان شود وفرمايد كه اى فرزندان من ! نازل نشده [ است ] به شما مگر آنچه به جدّ شما پيش از شما واقع شده . [ دادخواهى حضرت زهرا سلام اللّه عليها ] پس ابتدأ كند حضرت فاطمه وشكايت كند از أبو بكر وعمر عليهما اللّعنة كه فدك [ را ] از من گرفتند وچندانكه حجّتها بر ايشان اقامه كردم سود نداد ونامه [ اى ] كه تو براي من نوشته بودى براي فدك ، عمر گرفت در حضور مهاجر وأنصار وآب دهان نجس خود را بر آن انداخت وپاره كرد ومن به سوى قبر تو آمدم اى پدر وشكايت ايشان را به تو كردم وأبو بكر وعمر [ وخالد بن وليد وقنفذ ] « 1 » به سقيفة بنى ساعده رفتند وبا منافقان ديگر اتفاق كردند ، وخلافت را از شوهر من أمير المؤمنين غصب كردند . پس آمدند كه أو را به بيعت ببرند ، أو ابا كرد ، هيزم بر در خانه ما جمع كردند كه أهل بيت رسالت را بسوزانند . « 2 » پس من
--> ( 1 ) . زيادة از مصدر . ( 2 ) . موضوع احراق بيت حضرت زهرا سلام اللّه عليها مسئلهاى است كه نزد شيعه در أو هيچ شك وشبهه وخلافي نيست ونصوص فراوانى در كتب فريقين دربارهء احراق بيت وضرب واسقاط جنين آن حضرت بعد از آنچه در سقيفة بنى ساعده گذشت وجود دارد . اما أهل سنّت در اين مسئله به شعبههاى مختلفي تقسيم مىشوند ؛ طائفهاى از آنها قائلند كه خبر احراق دروغ است واز جعليّات شيعيان مىباشد براي طعن زدن به خلفاء ، ولى على رغم اين گفتار مقدار زيادى از روايات در كتب معتبر أهل سنّت نقل شد كه اشاره به زواياى اين مسأله دارد وما به جهت اطّلاع بيشتر براي محقّقين وخوانندگان گرامى اساتيد بعضي از كتب أهل سنت -