العلامة المجلسي
123
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
است . « 1 » پس بيرون آمدم . حاجز وشّاء به جعفر گفت : - براي آنكه حجّت بر أو تمام كند كه أو امام نيست - كه كي بود اين طفل ؟ جعفر گفت كه واللّه كه من أو را هرگز نديده بودم ونمىشناختم ! در اين حال جماعتى از أهل قم آمدند وسؤال كردند از أحوال حضرت امام حسن عليه السّلام ، چون دانستند كه وفات يافته است پرسيدند كه امامت با كيست ؟ مردم اشاره كردند به سوى جعفر . پس نزديك رفتند وتعزيت وتهنيت دادند وگفتند : با ما نامه ومالي چند هست بگو كه نامهها از چه جماعت است ومالها چه مقدار است تا تسليم نماييم ، جعفر برخاست وگفت : مردم از ما علم غيب مىخواهند . در آن حال خادم بيرون آمد از جانب حضرت صاحب الامر عليه السّلام وگفت : با شما نامهء فلان شخص وفلان وفلان هست وهميانى هست كه در آن هزار اشرفى است ودر آن ميان ده اشرفى است كه طلا را روكش كردهاند . آن جماعت نامهها ومالها را تسليم خادم كردند وگفتند : هركه تو را فرستاده است كه اين نامهها ومالها را بگيرى أو امام زمان است ؛ ومراد حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام همين هميان بود . « 2 » [ اقدامات خلفا براي دستيابى به امام زمان صلوات اللّه عليه ] پس جعفر كذّاب رفت به نزد معتمد كه خليفه جور آن زمان بود واين وقايع را نقل كرد ، معتمد خدمتكاران خود را فرستاد كه صيقل - كنيز حضرت امام حسن عليه السّلام - را گرفتند كه آن طفل را به ما نشان بده ! أو انكار كرد واز براي دفع مظنّهء ايشان گفت : حملى دارم من از آن حضرت ، به اين سبب أو را
--> ( 1 ) . در مصدر بجاى عبارت ( يك علامت ديگر مانده ) ، عبارت ( از نشانهها ، هميان مانده است ) است . ( 2 ) . از ( ومراد . . . هميان بود ) در مصدر يافت نشد .