العلامة المجلسي

117

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

--> - « نجم الثّاقب » ، « حاج ميرزا حسين نوري » به نقل از كتاب « دلائل الإمامة » ، « محمّد بن جرير طبري » آورده است : « پس از اينكه امام حسن عسكرى عليه السّلام رحلت فرمود ، أحمد بن إسحاق همچنان به وكالت خود از طرف امام زمان عليه السّلام باقي ماند . توقيعات حضرتش به وى مىرسيد وأموال شيعيان به سوى أو فرستاده مىشد . پس از مدّتى از محضر امام عصر عليه السّلام اجازه خواست كه به قم برود . توقيع بر قبول اين درخواست صادر شد ؛ امّا نوشته شده بود كه وى به قم نمىرسد وچنين شد كه در راه مريض شده ودر حلوان فوت نمود . » ( نجم الثّاقب / 272 ، طبع مسجد جمكران ) همچنين « جعفر بن معروف كشى » مىگويد : « أبو عبد اللّه بلخى براي من نامه‌اى نوشت ودر آن از حسين بن روح قمى ياد كرد كه أو گفت : أحمد بن إسحاق به حضرت ولى عصر عليه السّلام نامه‌اى نوشت واجازه خواست كه به حجّ برود ، حضرت به أو اجازه داد ونيز پيراهن براي أو فرستاد . أحمد بن إسحاق گفت : اين خبر از مرگ من است . وى گفت كه از سفر حجّ بازگشت ، در حلوان درگذشت . » ( اختيار معرفة الرّجال 2 / 831 ) امّا همانگونه كه از اين دو روايت برمىآيد أحمد بن إسحاق در سنوات بعد از رحلت امام عسكرى عليه السّلام در زمان وكالت حسين بىروح از دنيا رحلت نموده ونيز أحمد بن إسحاق در سفر سامرا از امام زمان كفن دريافت نمود وخبر مرگش به أو رسيد . با در نظر گرفتن اين دو روايت ومضمون آنها كه مطالب با قسمت آخر روايت سعد بن عبد اللّه بسيار نزديكى دارد شايد اشتباه وخلطى از ناحية كاتب يا راوي روى داده باشد . به اين معنى كه شايد امام عسكرى صلوات اللّه عليه در آخر به أو خبر از مرگ خود را مىدهد وبه أو مىفرمايند كه در مراجعت ديگر به لقاى من نمىرسى ؛ زيرا من از دنيا مفارقت كرده‌ام ، به همين جهت أحمد بن إسحاق بيهوش شده ونقش بر زمين مىشود ؛ اين غش كردن به خاطر خبر مرگ خود نبوده وأحمد بن إسحاق با آن مقام علمي ومعنوي به اين خبر از خود بىخود نمىشود وروايت در اينجا تمام مىشود ، ولى راوي يا كاتب دنباله آن را به عنوان پايان كار أحمد بن إسحاق از راوي ديگر نقل كرده است وبه اين داستان ملحق ساخته است ، واللّه أعلم .