أحمد الرحماني الهمداني
27
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
وفضاى امنى بيابد بدان اميد كه دعوتش ثمر بخشد وكوشش بي دريغش هدر نرود . اما خداوند أو را به تبليغ سريع دستور داد واهميت حكم را به أو گوشزد نمود ووعده داد كه أو را از گزند مردم نگاه دارد ( يعنى حضرتش را نگاه داشت از اين كه در معرض تهمت قرار گيرد وبگويند أو سلطان است نه پيامبر ، واگر نه خوف پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بر خودش نبود ) . . . واين بيان تأييد مى كند رواياتى را كه از طريق عامه وخاصه رسيده كه اين آية درباره ولايت علي عليه السلام نازل شد وخداوند امر به تبليغ آن فرمود ، وپيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بيم داشت كه أو را در مورد پسر عمويش متهم كنند ( 1 ) . . . حديث غدير 1 - ابن كثير گويد : أبو جعفر محمد بن جرير طبري صاحب تفسير وتاريخ نسبت به حديث غدير اعتناى فراوان داشته ودو جلد كتاب درباره آن گرد آورده وطرق والفاظ آن را در آنها آورده است . ( 2 ) 2 - علامه أميني رحمه الله گويد : علامه مقبلى كه در جلد 1 ص 142 شرح حال أو را آورديم بعد از ذكر طرق اين حديث گويد : اگر چنين حديثي امر معلومى نباشد پس هيچ امر معلومى در دين نخواهيم داشت . وسيد أمير محمد صنعاني كه در كتاب ( الروضة الندية شرح تحفة العلوية ) نام أو آمده گويد : حديث غدير در نزد بيشتر پيشوايان علم حديث ، متواتر است . حافظ ذهبي در كتاب ( تذكرة الحفاظ ) در شرح حال طبري گويد : محمد بن جرير طبري درباره آن كتابي نوشته است ، ومن بر آن اطلاع يافتم واز كثرت طرق آن
--> ( 1 ) - تفسير الميزان 6 / 47 . ( 2 ) - البداية والنهاية 1 / 208 .