جمعى از علما

615

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

بىمطابقت صورت نپذيرد زيراكه ايشان تابع وضعند وهرجا كه وضع هست دلالت مطابقت نيز هست واگر موضوع له لفظ بسيط بود وأو را لازم ذهني بود آن‌جا دلالت مطابقت والتزام بود بىتضمّن واگر موضوع له لفظ مركّب باشد وأو را لازم ذهني نباشد آن‌جا دلالت مطابقت وتضمّن باشد بىالتزام . فصل : [ دلالت حقيقي ] لفظ را چون در تمام موضوع له خود استعمال كنند آن را حقيقت خوانند وچون در جزء موضوع له يا در خارج موضوع له استعمال كنند آن را مجاز خوانند ودر آن جا احتياج به قرينه باشد . فصل : [ لفظ مفرد ومشترك ] لفظ را چون يك موضوع له باشد آن را مفرد گويند واگر زيادة باشد مشترك خوانند . ودر هرمعنى احتياج به قرينه باشد چون لفظ عين واگر دو لفظ از براي يك معنى ، موضوع باشد آنرا مترادفان گويند ، چون انسان وبشر واگر هريكى را موضوع له على حده باشد آن را متباينان خوانند ، چون انسان وفرس . فصل : [ لفظ دالّ بر معنى مطابقت واقسام آن ] لفظ دالّ بر معنى مطابقت بر دو قسم است : مفرد ومركّب ، مركّب آن باشد كه جزء لفظ وى دلالت نمايد بر جزء معنى مقصود وى وآن دلالت نيز مقصود باشد چون « رامى الحجارة » ومفرد آن است كه چنين نباشد واين چهار قسم است :