جمعى از علما
56
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
[ مستقبل ] واز مستقبل نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را . آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را . آن سه كه مذكّر را بود : يضرب ، يضربان ، يضربون . يضرب : يعنى مىزند أو يك مرد غايب در زمان آينده . صيغهء مفرد مذكّر غايب است از فعل مستقبل صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . يضرب در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود از فعل ماضي ) خواستيم مفرد مذكّر غايب بنا نمائيم از فعل مضارع ، ياء كه علامت وحرف استقبال بود در اولش درآورديم ، فاء الفعل را ساكن وعين الفعل را مكسور ولام الفعل را مضموم كرديم يضرب شد بر وزن يفعل . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل وياء علامت غيبت وحرف استقبال است وضمير هو در أو مستتر است به استتار جايزى ، محلّا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد . يضربان : يعنى مىزنند ايشان دو مردان غايب در زمان آينده ، صيغهء تثنيهء مذكّر غايب است از فعل مضارع ، صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . يضربان در أصل يضرب بود ( مفرد بود ) خواستيم تثنيه بنا كنيم ، الف كه علامت تثنيه وضمير فاعل بود با نون عوض رفع در آخرش در