جمعى از علما
299
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
[ اعداد ] اوّلين لفظ عشر باشد مركّب با أحد * همچنين تا تسعه وتسعين شنو اين حكم را باز ثاني كم ، چه استفهام باشد يا خبر * ثالث ايشان كايّن رابع ايشان كذا [ أسماء افعال ] نه بود أسماء افعال واز آن شش ناصبند * دونك ، بله ، عليك ، حيّهل باشد هيا پس رويد باز رافع اسم را هيهات دان * باز شتّان است وسرعان يادگير اين حرفها [ نواسخ ] نوع عاشر سيزده فعلند كايشان ناقصند * رافع اسمند وناصب در خبر چون ما ولا ، كان ، صار ، أصبح ، امسى وأضحى ظلّ ، بات * مافتئ ، ما انفكّ ، ما دام ، ليس در قفا ما برح ، ما زال ، افعالى كه زينها مشتقاند * هركجا يأبى همين حكم است در جملة درا [ افعال مقاربه ] ديگر افعال تقارب در عمل چون ناقصند * هست أول كاد ثاني كرب ، أوشك عسى [ افعال مدح وذمّ ] رافع أسماء جنس افعال مدح وذمّ بود * چار باشد : نعم ، بئس ، ساء ، آنگه حبّذا ديگر افعال يقين وشك بود كآن بر دو اسم * چون درآيد هر يكى منصوب سازد هر دو را خلت باشد با زعمت پس حسبت با علمت * پس ظننت با رأيت پس وجدت بىخفا