جمعى از علما
117
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
مثال واوى « 1 » « 2 » از باب فعل يفعل « الوعد : وعده كردن » . ماضي معلوم : وعد وعدا وعدوا تا آخر - همچنانكه در صحيح دانسته شد . پس از اين جهت أو را مثال گويند كه مثل صحيح است در احتمال حركات ثلاثة ومستقبل معلوم : يعد يعدان يعدون تا آخر أصل يعد يوعد بود ، واو واقع شده بود ميانهء ياى مفتوحه وكسرهء لازمه ثقيل بود انداختند يعد شد وبا تاء ونون وهمزه نيز انداختند براي موافقت باب . امر حاضر : عد عدا عدوا عدى عدا عدن . چون نون تأكيد ثقيله درآيد گويى عدنّ عدانّ عدنّ عدنّ عدانّ عدنانّ وبا نون تأكيد خفيفه گويى عدن عدن عدن . امر غايب : ليعد ليعدا ليعدوا لتعد لتعدا ليعدن ونون تأكيد ثقيله وخفيفه بر قياس گذشته . نهى : لا يعد لا يعدا لا يعدوا تا آخر ونون تأكيد ثقيله وخفيفه بر آن وجه است كه دانسته شد . وحال با لم ولمّا آنچنان است كه در صحيح دانسته شد . وبا حروف ناصبه گويى ان يعد ان يعدا ان يعدوا الخ ماضي * * *
--> ( 1 ) مجموعه رمزهايى را كه مرحوم شيخ بهايى براي وزنهاى فعلهاى غيرصحيح آورده است عبارتند از : وضمسكح يضكس نوس سيض * اضنسكم وضحسيه سنضدد نسكو وضمسّى ودگر منسكأ * ماسك وسضوى بشمر اين عدد ( 2 ) وضمسكح واو اشاره است به معتلّ الفاء واوى كه از پنج باب آمده است : اوّل از باب ضرب يضرب مثل وعد يعد . دوّم از باب منع يمنع مثل وضع يضع . سيّم از باب سمع يسمع مثل وجل يوجل چهارم از باب كرم يكرم مثل وجه يوجه . پنجم از باب حسب يحسب مثل ورم يرم . شرح .