جمعى از علما
104
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
هريك از اين پنج باب دو حرف زايد است . باب استفعال ، استفعل يستفعل استفعالا چون استخرج « 1 » يستخرج استخراجا . باب افعيلال ، افعالّ يفعالّ افعيلالا چون احمارّ « 2 » يحمارّ احميرارا ودر ماضي هريك از اين دو باب سه حرف زايد است . فصل : [ بناى فعل رباعي مجرّد ] فعل رباعي مجرّد را يك بناست چنانكه مذكور شد ومستقبل أو نيز يكى است چون : فعلل يفعلل فعللة وفعلالا چون دحرج يدحرج دحرجة ودحراجا ومزيد
--> ( 1 ) در أصل خرج بود ، فعل ثلاثي مجرّد بود ، خواستيم كه فعل ثلاثي مزيد فيهاش بنا كنيم ، برديم به باب استفعال قاعدهء باب استفعال را بر وى جارى كرديم ، قاعدهء باب استفعال آن بود كه : هر فعل ثلاثي مجرّدى را كه بر آن باب مىبرند همزهء وصل مكسورى با سين ساكن وتاى مفتوحهء منقوطهاى در اوّلش درآورند وفاء الفعلش را ساكن كنند وعين الفعل را مفتوح كنند اگر مفتوح نباشد ، ما همچنين كرديم خرج استخرج شد يعنى طلب خروج كرده است يكمرد غايب در زمان گذشته . ( 2 ) احمارّ در أصل حمر بود ، فعل ثلاثي مجرد بود ، ما خواستيم فعل ثلاثي مزيد فيهاش بنا كنيم ، برديم به باب افعيلال قاعدهء باب افعيلال را بر وى جارى نموديم ، قاعدهء باب افعيلال آن است كه : هر فعل ثلاثي مجرّدى را كه به آن باب مىبرند همزهء وصل مكسورى در اوّلش درآورند وفاء الفعلش را ساكن نمايند والف ساكنى ميانهء فاء الفعل وعين الفعلش درآورند ولام الفعل را مفتوح ومكرّر كنند ، ما همچنين كرديم حمر احمارر شد ، اجتماع حرفين متحركين متجانسين ، شرط ادغام موجود بود و « راء » أول را ساكن كرده در ثاني ادغام نموديم احمارّ شد ، يعنى بسيار قرمز شده است يكمرد غايب در زمان گذشته ، وباب افعلال وافعللال را با همين راهنمايى نيز مىشود ساخت .