جمعى از علما
101
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
است چون جعفر درهم زبرج برثن قمطر « 1 » ومزيد فيه وى اندك است واسم خماسي مجرد را چهار صيغه است چون سفرجل قزعمل جحمرش قرطعب « 2 » ومزيد فيه وى به غايت اندك است وفعل ثلاثي مجرد را سه صيغه است چون نصر علم شرف ، ومزيد فيه وى بسيار است - چنانكه مىآيد - وفعل رباعي مجرد را يك بناست چون دحرج كه بر وزن فعلل است ومزيد فيه وى اندك است - چنانكه مذكور خواهد شد . فصل : [ اسم صحيح وسالم ] هر اسمى وفعلى كه در حروف أصول وى همزه وتضعيف وحروف علّه نباشد آن را صحيح وسالم خوانند ، چون رجل ونصر وهر چه در وى همزه باشد آن را مهموز خوانند چون امر وامر وهرچه در وى تضعيف باشد يعنى دو حرف اصلى وى از يك جنس بوده باشد آن را مضاعف خوانند چون مدّ ومدّ وهرچه در وى حرف عله باشد ( كه آن واو وياء والفي است كه منقلب باشد از واو وياء ) آن را معتلّ خوانند . پس اگر حرف علّه بهجاى فاء بود آن را معتلّ الفاء ومثال خوانند چون وعد ووعد واگر بهجاى عين بود آن را معتلّ العين وأجوف خوانند چون قول وقال . واگر بهجاى لام بود آن را معتلّ اللّام وناقص خوانند چون رمى ورمى . وهرگاه در معتلّ دو حرف علّه باشد آن را لفيف خوانند پس اگر
--> ( 1 ) معاني كلمات به ترتيب : نهر كوچك ، پول سفيد ، زينت ، پنجهء شير ، صندوقچهء . زبرج به معنى زينت زنان است ومشهور در زبرج كسر فاء وسكون عين است لكن در اوقيانوس به كسر فاء وعين ضبط نموده . ( 2 ) معاني به ترتب : گلابى ، شتر قوى ، پيرزن ، شئ حقير .