ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
48
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 5 اختلاف مردمان در درازى آرزو مردم در درازى و كوتاهى اميد و آرزو مختلفند : گروهى آرزوى جاويدانى و بقاء در سر مىپرورند و تصوّر مرگ به خود راه نمىدهند ، چنان كه خداى سبحان مىفرمايد : « يَوَدُّ أَحَدُهُم لَو يُعَمَّرُ الفَ سَنَة » 2 : 96 ( بقره ، 96 ) « هر يكيشان دوست دارد هزار سال عمر كند » . چنين كسى در دنيا و لذات آن فرو رفته و نصيب و بهره اى از آخرت ندارد . و گروهى ديگر تا بيشترين مدّت عمر كه براى اهل زمانشان قابل تصور است اميد ماندن دارند . چنين شخصى دنيا را بسيار دوست دارد و تا آنجا كه ممكن باشد به تحصيل و جمع اسباب معيشت مىپردازد و همواره به جمع زيادتر مىكوشد . و دسته اى ديگر اين اندازه اميد ندارند و انديشه زياده از يك سال را نمىكنند و اميد سال آينده را ندارند و اگر به آن رسيدند خدا را شكر مىكنند . چنين كسى در تابستان آماده زمستان مىشود و در زمستان فكر تابستان مىكند ، و چون آنچه براى سالش بسنده است گرد آورد به عبادت مىپردازد . و بعضى ديگر به كمتر از يك سال اميد دارند تا به كسى مىرسد كه در فكر بيش از يك شبانه روز نيست ، و فكر فرداى خود نمىكند . امّا طايفه اى هم هستند كه هميشه مرگ را در نظر دارند و گوئى منتظرند كه