ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

39

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

بيچاره اى پندارد كه چنان شخصى بدين سبب مستحقّ آمرزش شده و در اين عمل اخلاص داشته است ، و نمىداند كه وى در بدست آوردن اين اموال و خرج كردن آنها در معرض خشم و ناخشنودى خدا قرار گرفته است ، زيرا بر او واجب بود كه از گرفتن مال حرام خوددارى كند ، و اگر خدا را نافرمانى كرد و گرفت بر او واجب بود كه توبه كند و مال را به صاحبش برساند و اگر صاحب يا ورثه اش معلوم نشد به فقرا صدقه دهد ، با اينكه بسا در شهر يا در همسايگى وى بينوائى در نهايت فقر و مسكنت بوده و او درهمى از آن به وى نداده است . و بعضى از آنها اموال را در صدقات انفاق مىكنند ، ليكن فقيرانى مىجويند كه عادت آنها سپاسگزارى و فاش ساختن نيكى ايشان است ، و صدقه دادن پنهانى را مكروه دارند ، بلكه سعى مىكنند در مجالس و محافل تصدّق نمايند ، و بسا هست كه صدقه دادن به فقراء شهر خود را خوش ندارند و مايلند كه عطاى آنها به اهل شهرهاى ديگر برسد با اينكه استحقاق فقراء شهر خودشان بيشتر است ، و با اين كار طالب اشتهار به بذل و بخشش در بلاد دورند ، و بسا يكى از اينان مقدار زيادى از مال خود را به مرد معروفى مىدهد اگر چه مستحق نباشد ، تا بدين سبب مشهور گردد و اندكى از آن را به فقيرى كه در غايت استحقاق ولى گمنام است نمىدهد ، چنين مىكند و مىپندارد كه بدين وسيله اجر و ثواب بدست مىآورد . اين فريفته نمىداند كه اين قصد عمل او را تباه ساخته و ثواب آن را از ميان برده است . و بعضى از ايشان از غير حلال مال مىاندوزند ، و پروائى ندارند كه بدست آوردن مال از چه راهى است ، آنگاه در نگاهدارى آن بسيار مىكوشند ، جز اينكه گاه قسمتى از آن را در راه حج صرف مىكنند ، يا صرفا براى خويشتن يا براى فرزندان و همسر نيز ، و اين عمل يا از جهت شهرت طلبى است و يا از اين جهت كه شنيده‌اند : هر كه حج را ترك كند به فقر گرفتار مىشود . و بعضى از آنها بخل برايشان غلبه دارد بطورى كه چيزى از مال خود انفاق نمىكنند امّا به عبادت بدنى از روزه و نماز اشتغال مىورزند به گمان اينكه اين براى نجاتشان كافى است ، و نمىدانند كه صفت بخل هلاك كننده است و بايد آن را دفع كرد ، و علاجش : بذل مال است نه عبادتهاى بدنى . اينان مثل كسى هستند كه