ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
34
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
كننده است ترك كرده و به هلاك كننده بزرگتر گرفتار آمده ، زيرا فساد حبّ جاه از فساد حبّ مال بيشتر است . و اگر جاه را ترك مىكرد و مال را مىگرفت به سلامت نفس نزديكتر بود . پس او نيز مغرور است زيرا چنين پنداشته كه از زهّاد است و ندانسته كه بالاترين لذّات دنيا رياست است ، و او اين را دوست دارد ، پس چگونه زاهد مىباشد ؟ گروه ششم متصوّفه مغروران اين طايفه بسيار و بيرون از شمار است : دسته اى از آنها صاحبان بوقاند كه آنها را قلندران نامند كه نه معنى تصوّف را مىفهمند و نه چيزى از راه و رسم دين مىشناسند ، روزگار خود را به گدائى و سؤال از مردم صرف نموده و مىپندارند كه دنيا را ترك كردهاند و به آخرت روى آوردهاند ، و حال آنكه اگر به چيزى از امور دنيا دست يابند با همه جوارح خود آن را مىگيرند . اينان از بسيارى جهات از اراذل ناس و پستترين مردمانند . و جمعى ديگر از آنها ، به هيئت صوفيان در آمده و گفتار ايشان فرا گرفته و لباس پشمينه در بر كرده و سر به گريبان برده و آواز خود را نازك ساخته و آه هاى بلند سر مىدهند ، و بدن را در طول و عرض به حركت در مىآورند ، و گاهى به زمين مىافتند ، بخصوص وقتى سخنى در وحدت و عشق بشنوند ، بدون اينكه از حقيقت آنها چيزى بدانند . و بسا از اين تجاوز كرده به پاى كوبى و رقص مىآيند و كف دست بر دست ديگر مىزنند و شهيق ( گريه را در سينه گردانيدن و هق هق كردن ) و نهيق ( بانگ كردن خر ) مىكشند ، و ذكرها اختراع مىكنند و اشعارى با تغنّى مىخوانند . . . و غير اينها از حركات زشت و هيئتهاى بد و ناپسنديده ، و گمان مىكنند به اين حركات و افعال به درجات عالى مىرسند ، و اين فريفتگان نمىدانند كه اين حالات آدمى را به ناخشنودى و خشم و عذاب خدا نزديك مىسازد . و بعضى از آنها ، اباحى مذهب شده و هر فعل حرامى را مباح شمرده ، و بساط