ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
21
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و مىفرمايد : وَ ان لَيسَ لِلانسانِ الا ما سَعى ، وَانَّ سَعيَه سَوفَ يُرى 53 : 39 - 40 ( نجم ، 39 - 40 ) « و انسان جز آنچه كوشيده چيزى ندارد ، و كوشش وى به زودى ديده شود » . و مىفرمايد : كُلّ نَفسٍ بِما كَسَبَت رَهينَة 74 : 38 ( مدثر ، 38 ) « هر كس در گروه اعمال خويش است » . مگر نديده اى كه كسى كه مزدى براى تعمير و اصلاح ظروف و وسائل شرط و تعيين مىكند اگر شرط كننده كريم و صادق القول باشد به وعده و شرط خود عمل مىكند ، بلكه بر آنچه وعده و شرط كرده مىافزايد ، اما اگر اجير و مزدور آن ظروف و وسائل را شكست و همه را تباه ساخت و سپس به انتظار اجرت و مزد نشست به اين خيال خام كه اجير كننده كريم و بزرگوار است ، آيا عاقلان او را در انتظارش اميدوار مىبينند يا فريفته و صاحب آرزوى خام ؟ و بالجمله : سبب اين غرور ندانستن فرق بين رجاء و غرور است ، پس بايد با آنچه در اينجا و قبلا ذكر شد به معالجه پرداخت . امّا كسى كه به بلندى مرتبه پدران خود مغرور و فريفته است چنين پندارد كه خداى تعالى پدران وى را دوست دارد و هر كه انسانى را دوست داشته باشد فرزندان او را نيز دوست دارد . نادانى و حماقت اين شخص از مغرور به خدا بيشتر است ، زيرا خداى سبحان فرمانبردار را دوست دارد و گناهكار مبغوض اوست بدون ملاحظه پدرانشان ، و همچنانكه پدر فرمانبر به سبب بغض و نفرت نسبت به فرزند گناهكار مبغوض نيست همچنين فرزند گناهكار به واسطه محبّت نسبت به پدر فرمانبردار محبوب نيست . و ممكن نيست كه چيزى از حبّ و بغض و معصيت و تقوا از پدر به پسر سرايت كند ، زيرا هيچ كس بار گناه ديگرى را بر نمىدارد ، پس كسى كه گمان كند به سبب تقواى پدرش نجات خواهد يافت ، مانند كسى است كه پندارد به واسطه خوردن پدرش سير خواهد شد ، يا به سبب آموختن و دانستن پدرش عالم مىگردد ، يا به واسطه راه پيمودن پدرش به كعبه مىرسد ، چه دور است دور تقوا