ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

17

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

« و در دل خويش مىگويند چرا خدا ما را بر چيزى كه مىگوئيم عذاب نمىكند ، جهنّم كه وارد آن مىشوند بسشان است ، و بد سرانجامى است » . و بسيارى از مؤمنان را مىنگرند كه فقير و محتاجند ، و آنگاه مىگويند : اگر خدا آنان را دوست مىداشت در دنيا به آنها احسان مىكرد و اگر ما را دوست نمىداشت به ما احسان نمىكرد ، و چون در دنيا به آنها نيكى نكرده و به ما نيكى كرده پس دوستدار ماست نه دوستدار آنها ، و در آخرت همچنين خواهد بود ، چنان كه شاعر گويد : كما احسن الله فيما مضى كذلك يحسن فيما يقى چنان كه خدا در گذشته احسان كرده در آينده نيز احسان خواهد كرد شكَّى نيست كه اين همه خيالهاى فاسد و قياسهاى باطل است ، و كسى كه گمان كند كه نعمتهاى دنيوى دليل محبّت و اكرام است به خدا غرّه شده زيرا پنداشته است كه در نزد خدا كرامت دارد ، به دليلى كه بر كرامت دلالت نمىكند بلكه نزد صاحبان بصيرت برخوارى و زبونى و نگونسارى دلالت دارد ، زيرا نعمتها و لذتهاى دنيا [ چه بسا ] باعث هلاك و دورى از خداست ، و از اين رو خداوند دوستان خود را از دنيا پرهيز مىفرمايد همچنانكه پدر مهربان فرزند بيمار خويش را از خوردنيهاى لذيذ پرهيز مىدهد ، و مثل رفتار و معاملهء خداى سبحان با مؤمن خالص و كافر و فاسق ، كه اوّلى را از دنيا باز مىدارد و نعمتها و لذتهاى آن را بر دومى فرو مىريزد ، مثل كسى است كه دو بنده كوچك داشته باشد كه يكى را دوست دارد و ديگرى را دوست ندارد ، اوّلى را از بازى منع مىكند و او را در مكتب محبوس مىسازد تا دانش و ادب بياموزد و او را [ بهنگام بيمارى ] از غذاهاى لذيذ و ميوه هائى كه براى او زيان آور است باز مىدارد و داروهاى ناگوارى كه برايش سودمند است مىخوراند ، و دومى را به خود وا مىگذارد تا هرطور مىخواهد زندگى كند و پيوسته به بازى و خوردن آنچه دلخواه اوست بگذارند . پس اگر اين بندهء به خود واگذار شده چنين پندارد كه نزد آقاى خود محبوب و باكرامت است زيرا از شهوات و لذّات برخوردار است ، و آن ديگرى نزد او مبغوض و خوار است زيرا او را از خواهشهايش منع كرده ، بسى احمق و فريب خورده خواهد بود . و خدا ترسان و ارباب بصيرت هرگاه دنيا به ايشان رو مىآورد اندوهناك مىشدند و مىگفتند : نمىدانيم چه گناهى از ما