ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

99

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

زمانى يا در شهرى كه امر معيشت او ناگزير به آن نياز و بستگى دارد در اين مقدار ضرورى مانعى نيست و با زهد منافاتى ندارد ، لكن زائد بر نياز زهر كشنده است . بنابراين اندازهء ضرورى آن را نبايد از دنيا دانست ، بلكه اين مقدار از دين به شمار مىرود ، زيرا از شرايط ديندارى است و شرط از مشروط به حساب مىآيد ، چنان كه روايت شده است كه إبراهيم عليه السّلام را حاجتى روى نمود پس به نزد دوستى رفت تا چيزى قرض كند امّا او وامى نداد ، و إبراهيم اندوهناك بازگشت ، خداى تعالى به او وحى كرد : « اگر از خليل خود ( خداوند ) مىخواستى به تو عطا مىكرد » ، إبراهيم عرض كرد : « منفور بودن دنيا را در نزد تو مىدانستم از اين رو ترسيدم كه دربارهء آن از تو چيزى بخواهم » ، خداوند به او وحى فرستاد : « مقدار حاجت از دنيا نيست » . و گفتار امام صادق عليه السّلام با سفيان ثورى نيز - چنان كه به تفصيل در كتاب كافى ذكر شده است - بر اين معنى دلالت دارد . بنابراين مقدار حاجت از دنيا نيست و زائد بر آن در آخرت و بال خواهد بود ، بلكه در دنيا نيز ، چنان كه اين حقيقت با تأمّل در احوال ثروتمندان و مالداران و رنجها و محنتهائى كه در كسب مال و اندوختن و نگاهدارى آن و انواع ذلَّت و خوارى كه متحمّل مىشوند به روشنى دانسته مىشود ، و نهايت سعادت مال اندوز اين است كه آن را براى ورثهء خود بگذارد ، و آنان بخورند در حالى كه [ احتمالا ] دشمنان اويند و يا از مال او بر معصيت كمك مىگيرند و بنا بر اين وى در راه گناه مددكار آنها خواهد بود ، و از اين جهت دنيا دار و جمع كنندهء اموال را به كرم ابريشم تشبيه كرده‌اند كه پيوسته بر گرد خود مىتند تا در پيله اى كه بر دور خود تنيده گرفتار آيد و آنگاه راه بيرون شدن و رهائى نمىيابد و در آنجا مىميرد و بدين گونه به سبب عمل خود هلاك مىشود ، چنان كه در اين باره گفته‌اند : مگر نمىبينى كه آدمى در طول زندگى خويش همواره به قصد امرى تلاش مىكند همچون كرم ابريشم كه پيوسته گرد خود مىتند و در ميان بافتهء خويش با اندوه مىميرد پس هر كه خود را بر دنيا بيفكند و پيرو شهوات شود پيوسته نفس خويش را