ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

84

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

ترسان است از شهوات و خواستنىها دست برمىدارد ، و هر كه انتظار مرگ دارد از لذتها چشم مىپوشد ، و هر كه به دنيا بىرغبت است مصيبتها بر او آسان شود « . و فرمود : « پروردگارم - عز و جل - به من فرمود : اگر خواهى سنگهاى مكَّه را براى تو طلا كنم ، گفتم نه خداوندا ، و لكن مىخواهم يك روز گرسنه باشم و يك روز سير ، تا در روز گرسنگى تورا بخوانم و به درگاهت تضرّع كنم ، و در روز سيرى ترا حمد و ثنا گويم » . و روايت است كه : « آن حضرت روزى بيرون آمد و جبرئيل همراه او بود ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر كوه صفا بالا رفت و به جبرئيل فرمود : به خدائى كه تورا به حق بر من فرستاد براى آل محمّد نه مشتى گندم هست و نه قدرى آرد جو . و هنوز سخن او تمام نشده بود كه ناگاه از آسمان صداى فرو ريختن شنيده شد كه آن حضرت را به وحشت انداخت ، از جبرئيل پرسيد : آيا امر خداست كه قيامت بر پا شود ؟ گفت : نه اين اسرافيل است كه با شنيدن سخن تو بر تو فرود مىآيد . پس اسرافيل آمد و گفت : خداى - عز و جل - سخن تورا شنيد و مرا با كليدهاى زمين فرستاده و به من فرمان داده تا به خدمت تو آورم و عرضه كنم كه اگر خواهى كوههاى تهامه را براى تو زمرّد و ياقوت و طلا كنم ، و اگر خواهى پيغمبرى پادشاه باش و اگر خواهى پيغمبرى بنده باش . پس جبرئيل اشارت كرد كه براى خدا تواضع كن ، و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم سه بار فرمود : پيغمبرى بنده » . و نيز از آن حضرت روايت است كه : « قال اللَّه تعالى : انّ من أغبط أوليائى عندى رجلا خفيف الحال ذا حظَّ من صلاة ، أحسن عبادة ربّه بالغيب ، و كان غامضا في النّاس ، جعل رزقه كفافا فصبر عليه ، عجّلت منيّته فقلّ تراثه و قلَّت بواكيه » . « خداى تعالى فرمود : بهترين دوستان من ( كه شايستهء رشك بردناند ) نزد من مرديست سبك حال و سبك بار كه از نماز خود لذت بيابد ، عبادت پروردگار خود را در نهان نيكو به جا آورد ، و در ميان مردم گمنام باشد ، و روزى به قدر كفاف به او رسد و بر اين صبر نمايد ، مرگش زود برسد و ميراثش كم باشد و گريه - كنندگانش اندك باشند » .