ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

544

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

و روايت است كه : « مردى اجازه خواست كه به خانهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم در آيد ، حضرت فرمود : اذن دهيد او را كه بد مردى است از قبيلهء خود . وقتى داخل شد ، حضرت به نرمى با او سخن گفت به طورى كه حاضران گمان كردند كه نزد آن حضرت منزلتى دارد . چون بيرون رفت ، عرض كردند كه نخست دربارهء او چنين فرمودى و سپس با او به نيكوئى و نرمى سخن گفتى ؟ فرمود : بدترين مردم نزد خداوند در قيامت كسى است كه او را اكرام كنند تا خود را از شرّ او نگهدارند » . و همهء اخبارى كه در بارهء تقيّه و مدارا رسيده است دلالت بر تجويز اين گونه رفتار مىكند . و در خبر است : « ما وقى المرء به عرضه فهو له صدقة » « آنچه انسان آبروى خويش بدان محفوظ دارد براى او صدقه به شمار مىآيد » . و يكى از صحابه گفته است : « ما با كسانى با چهره هاى گشاده و بشّاش روبرو مىشديم كه دلهاى ما بر آنها لعنت مىكرد » . ولى جايزبودن اين گونه رفتار در وقتى است كه انسان ناچار باشد كه با فرد شريرى آمد و شد نمايد و از بيم ضرر وى را مدحى گويد ، امّا اگر از رفتن به نزد او و گفتن مدح وى يا يكى از اين دو كار بىنياز باشد و مع ذلك با زبان چيزى بگويد يا مدحى كند كه در دل ندارد ، اين نفاق حرام است . ضد نفاق اين است كه نهان و آشكار انسان يكسان باشد ، يا باطن او از ظاهرش بهتر باشد ، و اين از شريفترين صفات آدمى است ، و اتّصاف به آن و اجتناب از نفاق از مهمترين مقاصد مؤمنان از صدر اسلام بوده است . و هر كه در اخبارى كه دربارهء نكوهش نفاق و ستايش يكسانى و همسازى باطن با ظاهر وارد شده بينديشد و در هر گفتار و كردارى تفكَّر و تأمّل را مقدّم دارد نگهدارى نفس خويش از رذيلت نفاق برايش دشوار نخواهد بود . پايان جلد دوم