ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
53
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 3 پستى صفات دنيا بدان كه دنيا را صفات و حالاتى پست است كه در هر صفتى آن را به چيزى مانند كرده و مثال زدهاند : مثال آن در سرعت زوال و فنا و بىثباتى مانند گياهى است كه آب باران بر آن ببارد و سر سبز و خرّم گردد سپس خشك و زرد شود و باد آن را پراكنده سازد . يا به منزلى تشبيه كردهاند كه در آن فرود آيند و ساعتى بعد از آنجا كوچ كنند ، يا به پلى مثال زدهاند كه بايد از آن گذشت و بر آن درنگ نكرد . و در خصوص اينكه خيال و وهمى بيش نيست و اصل و حقيقتى ندارد به سايه ها و خيالات و خواب تشبيه كردهاند ، كه آدمى در خواب خواسته هاى خود را مىبيند و چون بيدار مىشود هيچ چيز با او نيست . و در دشمنى و هلاك كردن دنيا اهلش را ، آن را به زنى مثل زدهاند كه خود را براى دلربائى مىآرايد و چون وقت نكاح فرا رسد سر آنان را مىبرد . روايت شده است كه : « براى عيسى عليه السلام حقيقت دنيا مكشوف شد ، او را در چهرهء پيره زنى دو موى ( سياه و سپيد ) كه دندان پيشين او شكسته ولى خود را به انواع زيور زينت كرده ديد ، به او گفت : چند شوى گرفته اى ؟ گفت : از شمار بيرون است ، پرسيد : همه مردند يا همه طلاقت دادند ؟ گفت : بلكه همگى را كشتم ، عيسى عليه السلام گفت : بدا به حال همسران آينده ات كه چگونه از گذشتگان عبرت