ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
529
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
مىآورد ( اخلاص ) بيفزايد و موجب يأس او شود ، و اگر در اثناء عبادت انديشه هاى شيطانى به ذهنش خطور كند بر قصد و نيّت نخست خويش پايدارى و مداومت كند ، و به اخلاص و مقدمات آن بيفزايد كه اين روش موجب نااميدى شيطان مىشود ، و چون بنده را به اين صفت شناخت ديگر متعرض او نخواهد شد . و شايستهء مؤمن آنست كه در همهء صفات و ملكات همين روش را داشته باشد ، مثلا هر گاه يقين كامل و عقيدهء محكم به خدا و صفات كماليّهء او حاصل شد و در جان وى جاى گرفت ، و كراهت شك و وسوسه در دلش استوار گشت ، اگر در اثناء عبادت يا غير آن وسوسه اى پديد آمد ، سزاوار است كه يكسره به معارضهء با شيطان مشغول نشود ، بلكه به همان يقين قلبى و كراهت شك و وسوسه اكتفا كند ، و به اين اعتقاد باشد كه اين وسوسه ها اصل و ريشه اى ندارد و قابل اعتنا نيست . و همچنين اگر خيرخواهى براى مسلمين و كراهت و بيزارى از حسد را در جان خويش جاى داده ، هر گاه شيطان وسوسه هاى حسد را در دلش مىافكند بايد به آنها اعتنا و التفاتى نكند ، و به همان خوى خيرخواهى مسلمانان و نفرت از حسد ادامه دهد ، و بر همين قياس دربارهء ديگر صفات و اخلاق . مثال كسى كه زمانى دراز به معارضه با شيطان مشغول مىشود مثل كسى است كه بخواهد به مجلس علم و وعظ برود تا به فايده و هدايتى نائل شود در راه شخص گمراه فاسقى به او بر بخورد و او را به مجلس فسق دعوت كند و وى امتناع نمايد و كار او را ناشايست و منكر شمارد ، پس چون شخص گمراه ابا و امتناع او را دانست به مجادله با وى مشغول شود و او نيز براى رد كردن گمراه با وى در برآورده شدن مقصودش همدست گردد ، به اين گمان كه مصلحتش اين است ، و حال آنكه غرض گمراه از مجادله همين است كه او را از نيل به مقصودش باز دارد . اما مثل كسى كه به تكذيب شيطان سرگرم مىشود مثل كسى است كه به مبارزه و نبرد با گمراه كه او را به مجلس گمراهى مىخواند مشغول نشود ، بلكه بايستد تا او را از راه خود دفع كند و آنگاه با شتاب راهى شود ، و گمراه به اندازهء توقّف او براى دفع وى شادمان گردد . و اما مثال كسى كه به حالت عزم قلبى خود بر اخلاص و اجتناب از ريا اكتفا مىكند مثل كسى است كه اصلا به دعوت گمراه اعتنا و توجّهى نمىكند ، و به راه و روش خود