ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

514

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 34 انگيزه هاى ريا انگيزهء ريا يا دستيابى و تمكَّن به گناه است ، مانند ظاهر ساختن پارسايى و تقوا تا مشاغل حكومت و قضا به او واگذار شود و از اين راه به جاه و استيلا نائل گردد و به ظلم و جور حكم كند و رشوه ستاند يا امانتها و صدقات و اموال يتيمان و امثال اينها به او سپرده شود ، تا بتواند از آنها براى خويشتن برگيرد ، و مثل حضور در مجالس علم و وعظ و سوگوارى براى نگاه كردن زنان و كودكان . اين گونه ريا بدترين درجهء آن و گناهش از همه بيشتر است . و نزديك به اين نوع ريا اظهار ديانت و تقواست براى اينكه تهمت گناهانى را كه مرتكب شده از خود دفع كند ، يا به بهره و لذّتى مباح از لذّات دنيوى دست يابد ، مانند اشتغال به موعظه و امامت نماز و تدريس و اظهار صلاح و ورع ، تا اموال به او بذل شود و زنان به همسرى وى رغبت نمايند ، يا ترس از اينكه به ديدهء نقص و حقارت در وى نگرند ، يا تنبلى و بطالت به او نسبت دهند مانند ترك شتاب و خنده بعد از اطلاع مردم بر آن ، از بيم اينكه به بازى و شوخى شناخته شود و مورد تحقير قرار گيرد ، و مثل شب زنده دارى و اداى نافله هنگامى كه در بين نمازگزاران شب بسر مىبرد تا به كسالت و تنبلى منسوب نگردد ، و حال آنكه در خلوت مطلقا به نمازهاى مستحبّى نمىايستد . و همچنين خوددارى از خوردن و آشاميدن در روزى كه روزهء مستحبّى دارد و تظاهر و تصريح مىكند كه من روزه‌ام . و چه بسا تصريح نمىكند كه روزه دارم ، بلكه مىگويد : عذرى دارم ، و در اينجا دو ريا را با هم جمع مىكند : يكى ريا به روزه داشتن ، و ديگرى