ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

512

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 33 متعلقات ريا ريا بر چند قسم است : 1 - يا در اصل ايمان است ، و آن عبارتست از اظهار شهادتين و انكار و تكذيب آن در دل ، و اين ريا كفر نفاق است و در صدر اسلام بسيار بود . ولى در امثال زمان ما كم يافت مىشود ، اگر چه انكار بعضى از ضروريات دين مانند بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و اعتقاد و علاقهء باطنى به برچيده شدن احكام شرع و تمايل به قول ملحدان و اباحى مذهبان بسيار است ولى در ظاهر [ از ترس ] خلاف آن اظهار مىشود . و اين نيز از كفر نفاق بشمار مىرود ، و صاحب آن از دين خارج و گسسته است و در آتش جهنّم جاويدان خواهد بود . و حال صاحب كفر نفاق از حال كافر محارب بدتر است ، زيرا وى بين كفر باطن و نفاق ظاهر را جمع كرده است . 2 - يا ريا در عبادات با تصديق اصل دين ، مثل اينكه در حضور مردم نماز مىگزارد ولى در خلوت ترك مىكند ، و با اطلاع يافتن مردم روزه مىگيرد و بىآگاهى آنها روزه مىگشايد . چنين شخصى اگرچه از اصل دين بيرون نيست و از كفّار محسوب نمىشود ولى بدترين اهل اسلام است ، زيرا خلق را بر خالق ترجيح داده ، و تقرّب به مردم را از تقرّب به خدا دوستتر دارد ، و ترسش از مذمّت آنها از ترس از عقاب الهى بيشتر است . 3 - يا ريا به مستحبّات ، و اين نيز مذموم و مهلك است و ليكن به درجه اى پائينتر از قسم قبل ، زيرا صاحب آن اگرچه ستايش خلق را بر مدح خالق مقدّم