ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

50

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

دل آن كس است كه به عمارت آن پردازد ، و بهشت سراى عمران و آبادى است ، و آبادتر از آن دل كسى است كه به آبادى آن كوشد « . و يكى ديگر از حكما گويد : « دنيا براى كسى است كه آن را رها كند و آخرت براى كسى حاصل است كه آن را بجويد » . و يكى از ايشان گفته است : « هيچ چيز از دنيا به دست تو نمىآيد مگر اينكه پيش از تو به دست ديگران بوده و بعد از تو نيز از آن ديگران خواهد بود ، و چيزى از دنيا به تو نمىرسد مگر شام شبى و چاشت بامدادى ، پس خود را براى يك خوردن به هلاكت ميفكن ، در دنيا چنان باش كه گويى روزه اى و با آخرت افطار كن ، كه سرمايهء دنيا هوى و هوس است و سود آن دوزخ » . يكى از زاهدان بزرگ گويد : « دنيا بدنها را كهنه و فرسوده و آرزوها را نو و تازه مىكند ، مرگ را نزديك و خواهشها و آرزوها را دور مىسازد ، هر كه بر آن دست يابد به محنت و تعب افتد ، و هر كه آن را از دست دهد به رنج و سختى گرفتار شود . » و يكى از ايشان گفته است : « در دنيا هيچ چيز نيست كه تورا شاد و خشنود كند مگر اينكه در كنارش چيزى هست كه تورا غمگين و ناخشنود كند . » و ديگرى گفته است : « جان آدميزاد از دنيا بيرون نمىرود مگر اينكه سه حسرت با خود دارد : از آنچه جمع كرده سير نشده ، و به آرزوهاى خود نرسيده ، و توشهء نيك براى جائى كه به آن وارد مىشود فراهم نكرده است » . حكيمى گفته است : « دنيا بود و من در آن نبودم ، و خواهد بود و من در آن نخواهم بود ، پس چگونه دل به آن بندم ؟ عيش آن ناگوار و صافىاش تيره و تار است ، اهل آن از آن بيمناك كه چه وقت نعمت از دستم در رود يا كدام روز حادثه و بلائى به سرم فرود آيد يا مرگم فرا رسد . » و عارفى گفته است : « دنيا دكان شيطان است ، از دكان او چيزى بر ندارى كه به تعقيب تو آيد و آن را از تو باز ستاند . » ديگرى گفته است : « اگر دنيا طلاى فانى و آخرت سفال باقى بودى ، عاقل سفال باقى را بر طلاى فانى اختيار كردى ، و حال آنكه آخرت طلاى باقى و دنيا از سفال فانى پستتر است » . و روايت است كه « بنده چون دنيا را بزرگ بدارد در روز قيامت نگهش مىدارند و مىگويند : اين كسى است كه آنچه را خدا كوچك شمرده بزرگ