ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
490
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
2 - مدح دلالت دارد بر اينكه دل مادح ( ستاينده ) ملك ممدوح است ، و مريد و معتقد او و مسخّر ارادهء اوست ، و تملَّك و تسخير دلها محبوب انسان ، و ادراك و آگاهى به حصول آن لذت بخش است . و لذا هر گاه از شخص مقتدر و محتشمى كه بدست آوردن دل وى باعث حصول فوايد مىگردد ، مانند پادشاهان و بزرگان ، صادر شود لذّت و نشاط آن عظيم خواهد بود . و به واسطهء ضدّ اين علَّت مذمّت را مكروه مىدارد و دلش به سبب آن دردمند است . 3 - مدح باعث صيد دل هر كسى است كه آن را بشنود ، بخصوص اگر ستايشگر كسى باشد كه مردم به قول او اعتنا و اعتماد داشته باشند ، و اين در مورد مدحى است كه آشكارا و در ملأ عام باشد . 4 - مدح دلالت بر حشمت و بزرگى ممدوح و نياز و حاجتمندى ستاينده به مدح و ثناى وى با اختيار و يا بىاختيار دارد . و حشمت و هيبت از آن رو كه غلبه و قدرت را در بردارد محبوب است ، و توجّه و آگاهى نفس به آن لذتبخش است ، و اين لذت حاصل مىشود اگرچه ممدوح بداند كه مادح به آنچه مىگويد اعتقاد ندارد ، زيرا مطلوبش حاصل شده است ، و به واسطهء ضد اين علَّت مذمّت گوئى را مكروه و مبغوض مىدارد . و اين علل و اسباب گاه در يك مدح جمع مىشود و در نتيجه لذت آن بيشتر و بزرگتر است ، و گاه پراكندگى و نقصان مىپذيرد و آگاهى و ادراك كمال از ميان مىرود ، و اين در صورتى است كه ممدوح بداند كه مادح در مدح خود راستگو نيست ، و اگر بداند كه مادح به گفتهء خود معتقد نيست لذت دوم ، يعنى استيلا بر دل او ، نيز از بين مىرود ، و تنها لذت استيلا به سبب حشمت كه زبان ستايشگر را به مدح گوئى ناچار ساخته باقى مىماند .