ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
463
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و فرمود : « أ ترى لا أعرف خياركم من شراركم ؟ بلى و اللَّه انّ شراركم من أحبّ أن يوطأ عقبه انّه لا بدّ من كذّاب أو عاجز الرّأى » ( 1 ) . « آيا مىپنداريد كه من خوبان و بدان شما را نمىشناسم ؟ چرا به خدا بدان شما آنند كه دوست دارند پشت سرشان راه روند ، چنين كسى بايد دروغ پرداز يا سست رأى باشد » . و به اين مضمون اخبار بسيار است ، و به سبب كثرت آفات رياست است كه بزرگان علما و اتقيا همواره از آن مىگريزند همچنانكه كسى از مار زنگى مىگريزد ، تا آنجا كه يكى از ايشان هر گاه بيش از سه نفر در مجلس خود مىديد برمىخاست و مىرفت ، و ديگرى مىگريست كه نامش به مسجد جامع رسيده است ، و يكى ديگر از آنان چون گروهى از مردم به دنبالش مىرفتند رو به آنها مىكرد و مىگفت : « براى چه دنبال من مىآئيد ، به خدا سوگند اگر از آنچه در خانهام بر آن بسته مىشود ( از اعمالى كه در خلوت مىكنم ) آگاه شويد دو نفر از شما دنبال من نمىآئيد » . و ديگرى مىگويد : « من مردى را نمىشناسم كه دوست داشته سرشناس شود مگر اينكه دينش از دست رفته و رسوا شده است » . و ديگرى گويد : « مردى كه دوست دارد كه مردم او را بشناسند شيرينى آخرت را نخواهد چشيد » . و ديگرى گويد : « به خدا قسم بنده اى با خدا صادق نيست مگر اينكه از گمنامى شاد باشد » . و از مفاسد حب جاه اين است كه : هر كسى كه اين صفت بر دل او غالب و مستولى شود همهء همّت خود را بر مراعات جانب خلق مقصور مىكند ، و همواره منافقانه و از روى ريا در گفتار و كردار دوستى خود را با ايشان ظاهر مىسازد و پيوسته متوجّه اين است كه در نظر آنان منزلتش بيفزايد ، و همين توجّه تخم نفاق و ريشهء فساد است ، و ناگزير كارش به سهلانگارى و ريا كارى در عبادات و روى آوردن به انواع معاصى و محرّمات براى به دست آوردن دلها مىانجامد ، و از اين رو رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم جاه طلبى و مالدوستى و فساد آن دو را به دو گرگ درنده
--> ( 1 ) پنج حديث اخير را با « اصول كافى » : باب طلب رياست ، و با « وسائل » : كتاب جهاد ، باب 49 از ابواب جهاد نفس ، تصحيح كرديم . .