ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

430

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

رخصت نمىداد مگر در سه مورد : سخن دروغى كه آدمى به قصد اصلاح بگويد ، سخن دروغى كه در جنگ بگويد ، و سخنى كه زن و شوهر با يكديگر گويند « .

--> و همسر جاى بحث و گفتگوست كه در صورتى كه چنين روايات و اخبارى صحيح و معتبر باشد و صدور آن از طرف معصوم عليه السلام قطعى باشد ( كه معمولا دربارهء اين گونه روايات نمىتوان ادعاى چنين قطعيتى كرد ) بايد روايات ديگر و اصول قطعى و مورد قبول را در نظر گرفت و به تفسير و تبيين آنها پرداخت . همچنانكه مؤلف در چند جاى مبحث دروغ و در آخر همين فصل ذكر كرده : « دروغ در اصل حرام است » و « دروغ في نفسه محذور است » ، و روايتى كه صريحا دروغ را در رديف شرك به خدا شمرده ( روايت از رسول اكرم ( ص ) در مذمت دروغ در همين بحث ) ، و روايات بسيار ديگرى كه در اين كتاب نيامده ، و همچنين مفسده هاى بزرگ و شديدى كه دروغ از لحاظ فردى و اجتماعى در بردارد ، از مجموع اينها مىتوان دريافت كه دروغى كه جايز است بايد مصلحتى چنان بزرگ داشته باشد كه جبران مفسده هاى مهم آن را بكند و به عبارت ديگر راستگوئى مفسده اى پيش آورد كه از مفسدهء دروغ بزرگتر و سختتر باشد ( مثل اينكه ظالمى بخواهد خون مسلمانى را بريزد يا مال و ناموسش را ببرد و از كسى بخواهد كه جاى وى را به او بگويد و وى در حالى كه مىداند ، از دروغ بگويد نمىدانم ) اين دروغ نه تنها جايز است بلكه واجب است . اما غير از اين موارد بسيار نادر گفتن دروغ دليل شرعى قابل قبولى مىخواهد و آن وقتى است كه مصلحت بسيار مهمى در ميان باشد تا جبران مفسده هاى دروغ را بكند ، و به عبارت ديگر دروغ محذورى است شديد و چنين محذورى را نبايد مرتكب شد جز به ضرورت شديد . اما دروغ گفتن براى اصلاح ميان دو نفر و وعدهء دروغ دادن شوهر به زن براى دلخوشى او ، اين موارد را نبايد از قاعدهء كلى ، يعنى اينكه مصلحت دروغ بايد بزرگتر از مفسدهء بزرگ آن باشد و بايد ضرورت مهمى در كار باشد ، مستثنى كرد . مثلا بر اين فرض كه اگر ميان دو نفر اصلاح برقرار نشود نزاع واقع خواهد شد و جان يكى يا هر دو به خطر مىافتد و رفع اين فتنه جز به گفتن دروغ امكانپذير نيست . چنين موردى نادر و استثنايى است . اما در شرايط عادى در مقام اصلاح ميان دو نفر بايد كوشيد تا از راه نصيحت ميان آنها اصلاح كرد و اگر از يكى سخن بدى شنيده شد نبايد براى ديگرى گفت و آتش دشمنى و كينه را شعله ور ساخت نه اينكه به دروغگوئى دست يا زيد يعنى هر راستى را كه باعث فتنه مىشود نبايد گفت نه اينكه دروغى گفت ، نگفتن راست غير از گفتن دروغ است . و وعدهء دروغ نيز همين طور است . اولا دروغگوئى است و ثانيا اثر آن يكى دو بار بيشتر نيست زيرا وقتى به