ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

371

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

و فرمود : « شرّ النّاس من اتّقاه النّاس لشرّه » « بدترين مردم كسى است كه مردم از شرّ و گزند او بترسند و پروا كنند » . و سخن چين از اينهاست ، و شرّ و گزند سخن چين از هر كسى بيشتر است . حكايت كرده‌اند كه مردى بنده اى فروخت و به خريدار گفت : اين بنده هيچ عيبى ندارد جز سخن چينى ، خريدار گفت : قبول كردم ، آن را خريد ، چند روزى گذشت ، روزى غلام به همسر آقاى خود گفت : همسرت تو را دوست ندارد ، و مىخواهد زنى ديگر بگيرد ، و من مىتوانم با موى او براى تو افسون كنم ، زن گفت : چگونه به موى او دست يابم ؟ گفت : هنگام خواب تيغى بر گير و چند موى از پشت سر او بتراش و به من ده . سپس به نزد آقا رفت و گفت : همسرت با مردى بيگانه طرح دوستى افكنده و قصد كشتن تو دارد ، و اگر مىخواهى صدق گفتار من روشن شود خود را به خواب زن تا بدانى كه راست مىگويم . مرد به هنگام شب خود را خواب وانمود ، زن را ديد با تيغ بر بالين او آمد ، يقين كرد كه ارادهء قتل او دارد ، پس برخاست و زن را كشت ، آنگاه غلام نزد خويشان زن رفت و ايشان را از قتل وى آگاه ساخت ، آنها آمدند و مرد را كشتند ، سپس دو قبيلهء زن و شوهر به جان هم افتادند و ميان آنها كشتار در گرفت و سالها گريبانگيرشان شد . پس بر هر كسى لازم است كه سخن نمّام را باور و تصديق نكند ، زيرا سخن چين فاسق است ، و شهادت فاسق مردود است به دليل قول خداى تعالى : « إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَاءٍ فَتَبَيَّنُوا » 49 : 6 ( حجرات ، 6 ) « اگر فاسقى خبرى نزد شما آورد به تحقيق پردازيد » . و بايد او را نهى كرد و پند داد و كار او را زشت شمرد ، به دليل اين قول خداى تعالى : « وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْه عَنِ الْمُنْكَرِ » 31 : 17 ( لقمان ، 17 ) « امر به معروف و نهى از منكر كن » . و بايد سخن چين را دشمن داشت ، چنان كه خداوند او را دشمن داشته ، و نبايد به مجرّد گفتهء وى به برادر مسلمان خود بدگمان شد ، كه خداى تعالى مىفرمايد : « اجْتَنِبُوا كَثيرا مِنَ الظَّنِّ » 49 : 12 ( حجرات ، 12 )