ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
369
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
« مىخواهيد شما را به بدترينتان آگاه كنم ؟ عرض كردند : بلى يا رسول اللَّه . فرمود : آنان كه به سخن چينى روند ، و ميان دوستان جدائى افكنند ، و براى پاكان عيبجوئى كنند « . و فرمود : « هر كه دربارهء مسلمانى به كلمه اى اشارهء كند تا بدان وسيله او را در دنيا به ناحق خوار سازد ، خداوند در قيامت او را در دوزخ خوار گرداند » . و فرمود : « هر مردى كه دربارهء مرد ديگر چيزى را كه از آن برى و پاك است شايع كند تا به اين وسيله او را در دنيا خوار سازد ، بر خدا حق است كه وى را در قيامت به خوارى و ذلَّت در آتش افكند » . و فرمود : « چون خدا بهشت را آفريد به آن فرمود : سخن بگوى ، بهشت گفت : هر كه داخل من شد به سعادت رسيد . خداى جبّار ، جل جلاله ، فرمود : به عزت و جلالم سوگند هشت گروه از مردم در تو جاى نخواهند گرفت : باده پرست ( دائم الخمر ) ، اصرار كنندهء بر زنا ، سخن چين ، ديّوث ، پليس و لشكر پادشاه ستمگر ، مخنّث ، آن كه قطع رحم كند ، و كسى كه با خدا عهد بندد و به آن وفا نكند « . امام باقر عليه السّلام فرمود : « بهشت بر غيبت كنندگان و سخن چينان حرام است » . و فرمود . « بندهء خدا روز قيامت محشور شود و با اينكه در دنيا خونى نريخته ، به اندازهء يك حجامت يا بيشتر خون به وى دهند و گويند : اين سهم تو از خون فلانى است . عرض مىكند : خدايا تو مىدانى كه تا وقتى كه جانم را گرفتى خونى نريختم ، خداوند فرمايد : آرى ، تو از فلانى چنين و چنان شنيدى و به ضرر او بازگو كردى ، و اين نقل تو دهان به دهان به فلان ستمكار رسيد و وى با شنيدن آن او را كشت ، و اين سهم تو از خون اوست » . ( 1 ) و امام صادق عليه السّلام فرمود : « من روى على مؤمن رواية يريد بها شينه و هدم مروءته ليسقط من أعين النّاس ، أخرجه اللَّه تعالى من ولايته إلى ولاية الشّيطان ، و لا يقبله الشّيطان » . ( 2 )
--> ( 1 ) اين حديث را با « اصول كافى » : باب اذاعه ( فاش كردن اسرار ) تصحيح كرديم . . ( 2 ) اين حديث را با « وسائل » : كتاب حج ، و با « اصول كافى » : باب داستان سرائى عليه مؤمن ، تصحيح كرديم . .